این توکه دارای ریتمی مشخص و ثابت با تاکیدات خاص می باشد و رقص آن نیز (که معمولا مردانه می باشد ) دارای حرکاتی سریع ، قوی و پر انرژی  است که معمولا در لباسهای محلی مخصوص سوارکاری انجام می شود .

در واقع فاروکا فرمی اندوه آور و تاثیر گرفته از فرمهای کدیز است که از تغییر ملودی ها و پیوند جملاتی به فلامنکو پدید آمده است .

 فاروکا اغلب در گام لا مینور (A minor ) نواخته می شود . با این حال بعضی از نوازندگان آن را در گام می مینور (Eminor) نیز اجرا می کنند که البته مورد دوم به ندرت مشاهده شده است .

 از مشخصه های اصلی این توکه ثابت و یکنواخت نبودن ریتم در طول کل قطعه است . عبارات زیادی وجود دارد که ابتدا با سرعت کم شروع شده و تدریجا هم سرعت و هم قدرت بیشتری پیدا کرده و در نهایت با Desplante (یک مجموعه عبارت پایانی ) خاتمه می یابد .

 برای این توکه یک نوع آواز نیز وجود دارد که امروزه منسوخ شده است و فقط در مجالس و گردهمایی های خصوصی ممکن است خوانده شده و در اجراهای حرفه ای و کنسرت ها به ندرت شنیده می شود .

بولریاس مشخص ترین فرم فلامنکو است . بولریاس از نوعی آواز عمومی سرچشمه گرفته و طی قرون گذشته وارد رقصهای اندلسیایی شده است . به نظر می آید آن از کلمه  "Mockery"گرفته شده باشد که آن کلمه به معنی فریبها و شوخی ها می باشد;صفتی که در بر دارنده هویت اصلی ویژگی منحصر یه فرد بولریاس است .

در مورد چگونگی تکامل این دستگاه نظریه های گوناگونی و جود دارد .

این گونه به نظر میرسد که بولریاس از آوازهای اخیر کولی ها اقتباس شده باشد که شاید قدمت آن کمتر از یک قرن باشد.

با این وجود روشهای اجرای آن متحول شده و این تغییرات کماکان ادامه دارند. بولریاس که هنوز هم با کولیها رابطه خاص وتنگاتنگ دارد امروزه به دستگاهی بدل شده که بسیار قابل انعطاف است .

این دستگاه را "Omnivorous" نامیده اند یعنی دستگاهی که تغییرات مختلفی را در خود پذیرفته است .

اخیراً تمهای کاملاً متفاوتی از ترانه های کوچه و بازار گرفته تا متاسفانه برخی از ترانه های غیر اسپانیایی بر اساس ریتم بولریاس ساخته شده اند .

بسیاری از رقصهای فلامنکو بخصوص رقصهای آلگریاس و سولئارس را نیز معمولاً با بولریاس به اتمام میرسانند تا بدین وسیله رقص به اوج خود برسد تا پایانی بی نظیر را به معرض نمایش بگذارد .

ریتم بولریاس نشانگر این است که این دستگاه با سولئارس رابطه ای بسیار نزدیک دارد چرا که احتمالاً مبداً بولریاس همان موسیقی تند و سریعی است که خوانندگان کولی مایل بودند سولئارس را با آن به اتمام برسانند .

گفته می شود که "ال لوکو متئو" خواننده کولی از حدود سال 1780 میلادی این شیوه خاص را مورد استفاده قرار میداده است .

انواع قدیمی بولریاس نسبتاً آهسته بوده و به علت ریتم مشخص و ضربهای کاملاً تاکیدی آنها

 "Bulerias ah Golpe"

نامیده می شوند.دیه گو دل گاستور( وفات در 1973) نوازنده برجسته انواع قدیمی بولریاس بود .

از نظر لحن و لحجه این نوع بولریاس بیشتر به فرمهای واسطه ای مثل  "Solea por Bulerias"شبیه می باشند تا به فرمهای بسیار سریعتر که اخیراً ابداع شده اند .

در تضاد با بولریاسهای سریع که سرشار از شادی و هیاهو می باشند ، لهجه های قدیمی این سبک می توانند پر از احساسات کاملاً جدی و یا حتی غم انگیز باشند. بولریاسهای تند که به علت دارا بودن ریتمی روان وموضون  "Bulerias Ligadas" نامیده می شوند ، امروزه به عنوان ترانه هایی شاد و اغلب مزاح آمیز از محبوبیت خاصی برخوردار شده اند که هم برای همراهی رقص در جشنها و اعیاد و هم برای تکنوازی مهیج مورد استفاده قرار میگیرند.

شیوه نوازندگی گیتار برای اجرا بولریاس حتی نسبت به ده سال پیش هم تغییرات زیادی کرده است .

گر چه کمپاس آن به طور کلی باقی مانده است اما به علت استفاده از راسگوادوهای جدید در مقدمه ، سنکوپها و ضد ضربهای پیچیده تر و همچنین هارمونی های جدید که از موسیقی Jazz مشتق شده اند،اهجه بولریاس تا حد چشمگیری متحول شده است.

قطعات بولریاس از نظر اجرایی بسیار مشکل می باشند و این امر به خاطر همان ضد ضربهای پیچیده و کاملآ ریتمیک آنهاست .

بولریاس با ضرب تند و ریتم قطعهای که دارد همیشه یک پایان با شکوه به حساب می آید و هیچ چیز نمی تواند جایگزین آن گردد .

قطعه با سولئارس شروع می شود ، با آلگریاس ادامه پیدا میکند و معمولاً به پایانی منطقی و وسیع خود می رسد.

این سبک به خاطر ضربان پر جست و خیز سریعی که دارد در واقع یکی از مهیج ترین سبکهای فلامنکو به حساب میآید .

از نظر نوازند گیتار ، بولریاس احتمالاً مهمترین دستگاه و در عین حال بهترین فرصت برای نمایش هنر و مهارت در نوازندگی گیتار است.

در واقع این سبک ار اهمیت مرکزی و بنیادی خاصی برخوردار بوده و می تواند در حیطه خاص خود به اشکال گوناگونی آشکار گردد.

بولریاس را میتوان به سه گروه تقسیم کرد:

1.  بولریاس آوازی - این دسته از بولریاسها کاملاً قابل تشخیس هستند،به خاطر اینکه توقف ریتم آنها بسیار شبیه به سولئارس است .

 2. بولریاس برای رقص - این بولریاسها دارای تمی سرزنده و بشاش با ریتمهای سخت هستند.لهجه و تاکید در این

بولریاسها مطابق با شیوه ایست که توسط رقاصها معین می شود .

3. بولریاس برای رقص- این بولریاسها دارای تمی سرزنده و بشاش با ریتمهای سخت هستند.لهجه و تاکید در این بولریاسها مطابق با شیوه ایست که توسط رقاصها معین میشود.

4. بولریاس برای تکنوازی گیتار- در این گروه بولریاس گیتاریست آزادی کامل برای تفسیر و بداهه سازی دارد و او می تواند آن را تند تر و یا کند تر، مطابق با سلیقه و تکنیک ویژه خودش بنوازد. 

 

گاروتین از توکه های فلامنکویی است که از اندسیا سرچشمه نگرفته است .

گارونین در پایان قرن نوزدهم از گالیسیا در شمال اسپانیا به فلامنکو وارد شد .

بعدا گاروتین به وسیله خواننده معروف "نینا دلوس پینز" گسترش یافت و اخیرا به وسیله "کارمن آمایا" (رقاص) شهرت یافت .

 

 آلگریاس از ریتم خوتاس که در حدود سال 1808 (اوایل قرن نوزدهم) آوازها و رقصهایی در کدیز بودند،سرچشمه کرفته است.

 آلگریاس به معنی "Alborozo" یعنی میهمانی ، سر افرازی ، شادی و سرور است ; که این معانی بر گرفته از ذات آن      هستند و به خاطر پرمایگی ، پیچیدگی رقص ، آواز همراهی با گیتار و موسیقی بشاش و با وقاری که دارد کاملاً مشخص    شده است.

 ریتم آلگریاس با سولئارس یکی است اما آلگریاس تندتر نواخته میشود و بسیار شادتر و خوش آهنگتر از سولئارس است و آهنگهای آن اغلب در گام ماژور و گاهی در مینور هستند در صورتی که سولئارس در فریژن مد نواخته میشود. به علاوه ویژگیهای دیگری که تفاوت این دو سبک را کاملاً آشکار میکند.

 آلگریاس سبکی سرشار از شادمانی می باشد گرچه ممکن است در بعضی مواقع نیز بازگو کننده احساسات بسیار عمیقی  باشد که گهگاه آمیزه ای از غم و اندوه به همراه دارند ولی در کل بر خلاف سگریاس که غمناک و رنج کشیده است،معمولاً دارای طبیعتی شاداب است .

 آلگریاس از خانواده سبکهای دیگری همچون  Cantińasمی باشد. کانتینیاس در شهر بندری کدیز واقع شده است و احتمالاً ریشه در ترانه های شادی دارد که ملوانان آراگون ) ناحیه ای در شمال شرق اسپانیا) می خواندند.

 بعدها این ترانه ها تحت تاثیر فلامنکو قرار گرفتند به صورتی که ملودی های آن در قالب ریتم سولئارس جای گرفت و از آن پس این فرم جدید برای همراهی رقص در جشنها و اعیاد مورد استفاده قرار گرفت .

 همه رقاصها ، خواننده ها و گیتاریستها در اواخر قسمت اول نقش دارند. رقاصها با صدای بلند رقص دوست داشتنی کدیز را انجام میدهند و سایرین با ریتم  "contro"

 سن با رنگهای دست میزنند.شاد قرمز و سبز و زرد نورانی میشود . هر رقاص به نوبت پا بر سن گذاشته و با فریاد "Ole" کار خود را شروع میکند و سعی میکند با رقص خود نفر قبلی را کنار بگذارد .

 این "Cuardo Flamenco" است همراه با موزیک آلگریاس که یکی از محبوبترین قطعات نزد کولیها می باشد.

تکنیکهای گیتار فلامنکو 2

  Apagado:

 تکنیکی در فلامنکو است که هر گاه نوازنده گیتار بخواهد صدای آکوردی را به طور ناگهانی خفه کند از این تکنیک استفاده میکند. برای اجرای آپاگادو هم از دست راست و هم از دست چپ می توان استفاده کرد . اجرای آپاگادو با دست راست به این صورت است که مچ دست با مهارت خاص به طرف داخل ، یعنی به سمت صفحه جلوی گیتار حرکت می کند و باعث قطع صدا می شود .

  Arastre:

 برای اجرای این تکنیک (که خصوصا در توکه هایی چون گرانایناس و تارانتاس مورد استفاده قرار می گیرد) دست راست را به گونه ای بالا می کشند که انگشت a به طرف بالا کشیده می شود و به ترتیب سیمهای اول تا ششم را به طور منظم و به صورت آپویاندو به صدا در می آید . به این ترتیب آکورد به صورت یک آرپژ سریع به گوش می رسد که نتهای آن از زیر به بم به صدا در در آمده اند .

  Glissando:

 روش اجرای گام به صورتی که هر نت به نت قبلی یا بعدی آن چسبیده باشد . گلیساندو در لغت به معنی سرانیدن یا لغزانیدن است و اجرای آن روی ساز ، با سرانیدن انگشت در طول سیم از بالا به پائین یا به عکس انجام می شود .

  Vibrato:

  برای اجرای این تکنیک در فلامنکو یکی از انگشتان دست چپ در همان حالی که سیم را گرفته است (پس از آنکه سیم توسط دست راست به صدا در آمده) آن را در عرض فینگر بورد و در خطی موازی با فرتها به طرف کف دست می کشد . تکرار متوالی سریع کشیدن و شل کردن سیم باعث زیر و بم شدن صدای نت می شود . ویبراتو دو نوع است : 1. لغزشی 2. کششی

  Pulgar:

  یکی از تکنیکهای انگشت p می باشد که توسط آن تمام نتهای ملودی ، حتی نتهای سیمهای زیر توسط انگشت p نواخته می شود.

  Arpegio:

  روش نواختن یک آکورد به طوری که نتهای آن یک به یک (نه در آن واحد) توسط انگشتهای p i m a نواخته می شود . در این حالت p نت بم را به صورت آپویاندو و i m a سه سیم زیر را به صورت تیراندو به صدا در می آورد .

  A:banico

 باد بزن ; اصطلاحی در فلامنکو است برای راسگوادویی که در نواختن ، حالتی شبیه به باد بزن به خود می گیرد

تکنیکهای گیتار فلامنکو 1

  Apoyando:

 کلمه اسپانیایی به معنی تکیه است . تکنیک دست راست که برای اجرای ضربه ، انگشت به سیم بعدی تکیه می کند و صدای قوی تری نسبت به حالت تیراندو به وجود می آورد .

  Tirando:

 ضربه مخالف با آپویاندو می باشد . به این ترتیب که انگشت به جای تکیه دادن روی سیم بعدی ، ضربه خود را میان سیم و کف دست (در هوا) تمام می کند .

  Picado:

 تکنیکی است جهت نواختن عبارت تک نتی گام مانند (ملودی) که با توالی انگشتانa , m , i نواخته می شود .

  Rasgueado:

  راسگوآدو به دو بخش تقسیم می شود : راسگوآدوی معمولی (چهارتایی) و راسگو آدوی پنج تایی

 راسگوآدوی معمولی : که در آن انگشتان دست راست جمع شده و سپس به ترتیب (  e , a , m , i ) روی سیم ها فرود می آیند.

 راسگو آدوی پنج تایی : که مانند راسگوآدوی معمولی است ، با این تفاوت که یک ضرب برگشتی با انگشت i به آخر آن اضافه می کند .

 شما میتوانید اجرای این تکنیک را به صورت تصویری و با حجم 643 کیلوبایت توسط خوان مارتین از اینجا دانلود کنید

  Golpe:

  یکی دیگر از تکنیک های مهم و حیاتی فلامنکو ، گلپ نام دارد که عبارت است از ضربتی نسبتا آهسته که بر روی گلپیدور توسط نوک انگشت a (ناخن و گوشت هر دو) یا  با دو انگشت a و m زده می شود .

  Ligado:

  عملی است که به وسیله آن یک نت توسط دست چپ ایجاد می شود و بر دو نوع است                                                1.چکشی : که برای اجرای آن انگشت دست چپ روی نت مورد نظر کوبیده می شود .                                                2.کششی  : که برای اجرای آن انگشت دست چپ سیم را به طرف پائین کشیده و نت مورد نظر را به صدا در می آورد .

  Ayudado:

 آیودادو یک تکنیک زیبا و موثر در موسیقی فلامنکو می باشد که در آن یک نت بم (روی سیم های باس) توسط p که با یک نت زیر (روی سیم های زیر) توسط i دنبال میشود ، اجرا می شود .

  Alzapua:

 تکنیکی است که در آن فقط از انگشت p استفاده می شود و اکثرا دارای سه مرحله می باشد . 1. یک ضربه رو به پائین   2. یک ضربه رو به بالا 3. یک نت ملودی که به صورت آپویاندو نواخته می شود . که البته هر سه مرحله از انگشت p استفاده می شود .

  Tremolo:

 تکنیکی بسیار زیبا و آرامش بخش که بیشتر در تکنوازی مورد استفاده قرار می گیرد و شنونده با شنیدن ترمولو فریب می خورد و در خیال خود دو گیتار را تصور می کند . این تکنیک در فلامنکو بر خلاف ترمولو کلاسیک (که چهار تایی است و به صورت p,a,m,i ) در دسته های پنج تایی ( به صورت p , i , a , m , i  یک نت باس و چهار نت زیر) اجرا می شود .


Am  F G                 F        Em                                             G        F                        Am

دوباره دلم واسه غربت چشمات تنگه                  دوباره اين دل ديوونه واست دل تنگه

                               Am  F   G                F       Em                                         G         F

وقت از تو خوندن ستاره ترانه هام                        اسم تو برای من قشنگترين آهنگه

                             Am  F  G         F            Em                                   G             F

بی تو يک پرنده اسير بی پروازم                      با تو اما ميرسم به قله آو از  م

                 Am  F  G                F                    Em                                     G                       F 

اگه تا آخر اين ترانه با من باشی                          واسه تو سقفی از آهنگ و صدام ميسازم

                 Am  F   G                  F        G                           Am        G     Am              G

با يه چشمک دوباره منو زنده کن ستاره              نزار از نفس بيفتم تو يی تنها راه چاره 

          Am     F   G                F                G                Am          G                    Am           G   

آی ستاره آی ستاره بی تو شب نوری نداره        اين ترانه تا هميشه تورو ياده من مي یآره

                                 Am F G                  F           Em                                  G               F

تو يی که عشقمو از نگاه من مي خونی                 تو يی که تو طپش ترانه هام پنهونی

                                Am F G         F                 Em                               G           F

تو يی که هم نفس هميشه آوازی                     تو يی که آخره قصه منو ميدونی

                       Am  F   G            F                    Em                              G                    F

اگه کوچی صدام يه کوچه باريکه                        اگه خونم بی چراغه چشم تو تاريکه

                       Am   F   G                 F       Em                                       G                 F

ميدونم آخره قصه ميرسی به داده من              لحظه يکی شدن تو آينه ها نزديکه


مصاحبه با اردشير فرح - October 18, 2005 12:20 AM

 

اسلش


مصاحبه با اردشير فرح :چهل سال است که دور از ايران به سر می برد. اينک از نام های مشهور موسيقی جوانان آمريکائی شده است اما در ريتم ها و نواخته هايش نشانه هائی از ايرانی بودن او هست. اردشير فرح به تازگی شروع کرده و با گروه های ايرانی در آمريکا کار می کند.

 


اردشیر نواختن گیتار را از 12 سالگی در ایران شروع کرد. ابتدا در زمینه موسیقی راک کار می کرد. بعد برای آشنایی بیشتر با موسیقی راک به مرکز این سبک موسیقی یعنی انگلستان، سرزمین بیتل ها رفت. چون تمام خانواده اش در رشته راه و ساختمان تحصیل کرده بودند،او هم در آنجا به تحصیل در این رشته پرداخت.


در حین تحصیل با گروه های راک انگلیسی هم کار می کرد. بعد از 5 سال به آمریکا رفت ، ابتدا در بوستون و سپس در کالیفرنیا ساکن شد تا اینکه دانشگاه تمام و دوران زندگی حرفه ای فرح، در زمینه موسیقی آغاز شید.


همراه با Strunz Jorgاهل کاستاریکا گروه strunz & farah را تشکیل دادند که برگرفته از نام خانوادگی این دو موزیسین بود. حاصل کار این گروه تاکنون14 CD و اجرای حدود 700 کنسرت در تمام آمریکا و اجرای برنامه های متعدد با نوازندگان معروف دنیا در سبک های مختلف جاز ، راک و پاپ است. 25


 سال از تشکیل این گروه که تعدادشان از 5 نفر تا 8 نفر متغییر است می گذرد و برنامه های آنها همراه با خواننده های بزرگ آمریکا، برای همه علاقمندان موسیقیف آشناست. اما نقطه اوج این گروه در سال 1991 بود که به خاطرCD پنجم شان بهترین گروه سال آمریکا شناخته شدند و آلبومشان نیز حدود 14 هفته به گفته فرح Number one بود و حدود 47 هفته Number two , three .



علاوه بر این آلبوم بعدی آن ها در سال 1993 به نام American نامزد دریافت جایزه گرمی (اسکارموسیقی) شد. به هر حال اردشیر فرح همراه با همکار کاستاریکایی خودش در حال ضبط پانزدهمین آلبوم خود است. آلبوم هایی که به سختی در ایران یافت می شوند.




چرا با این همه شهرت و موفقیت آثار شما اعم از کتاب یا آلبوم هایتان در ایران کم است؟
متاسفانه ما در ایران کسی را نمی شناسیم که بخواهد کارهای ما را پخش کند. در ضمن رابطه تجاری آمریکا هم با ایران زیاد قوی نیست.


یکی از راه های ارتباط با جوانان علاقمند موسیقی در ایران، برگزاری کلاس های آموزشی است. مانند خانم لیلی افشار که در خارج از ایران زندگی می کنند اما هر سال کلاس هایی را در ایران برگزار می کنند. شما به فکر تشکیل این کلاس ها نیفتاده اید؟



درباره خانم افشار شنیدم. کاری که ایشان می کنند با ما فرق می کند. ایشان تنها برنامه اجرا می کنند بعد هم سبک موزیکشان گیتار کلاسیک است. اتفاقا با آقای شهداد روحانی که صحبت می کردم ایشان در مورد برنامه های خانم لیلی افشار در ایران یک مقدار توضیحاتی دادند و اینکه خانم افشار در تالاررودکی کنسرت کلاسیک برگزار می کند. اما تعداد گروه ما 8،7 نفر است همراه با صدابردار و نورپرداز.


پس ما برخلاف خانم افشار تنها نیستیم. اما برنامه هایی داشتیم که اگر به ایران رفتیم دیدارهایی برای آشنایی با موزیسین های ایرانی بگذاریم ، با هم بزنیم و برویم استودیو و یک چیزهایی ضبط کنیم.تا حالا که نشده، ولی به هر حال ما خیلی خوشحال خواهیم بود که موقعیتش پیش بیاید. مخصوصا من که سال ها هم در ایران نبودم.


حتی بچه های دیگر گروه که هیچکدامشان ایرانی نیستند نیز خیلی دلشان می خواهد به ایران بیایند. دوست دارم اگر خدا بخواهد سال دیگر حتما به ایران بیایم و این برنامه ها را اجرا کنم. ما خیلی هم دوست داریم در ايران کارگاه برگزار کنیم. از خدا می خواهم هرچه زودتر این اتفاق بیافتد.


شما در سبک های مختلفی مثل راک، جاز و این اواخر پاپ کار کردید. این روند در مورد نوازندگان صاحب سبک سابقه دارد
موقعی که راک می زدم در سنین 17 ، 18 سالگی بود و آن موقع هنوز جهت خودم را پیدا نکرده بودم ولی موقعی که با Strunzدر سال 1980 شروع به کار کردم دارای سبک خاصی شدیم. سبکی که به نام Strunz& farah معروف شد.


 


چطور به این جا رسیدید. کمی درباره سبک تان توضیح بدهید.



ما گیتار فلامينکو می زدیم. البته سبک ما فلامينکو نیست بلکه نوع گیتار ما فلامينکو است. هم استرانگ و هم من با مضراب گیتار می زنیم. سبک ما در حقیقت نه فلامينکوست و نه جاز و نه راک. یک سبکی است که در حقیقت خودمان درست کردیم. نشستیم با همدیگر با گیتارهای فلامينکو، آثاری ساختيم که در آن مقداری هارمونی جلز است ، هارمونی ها هم ایرانی است ، به خاطر این که من ایرانی هستم.


 همچنین ریتم های رومبا و بیشتر ریتم های sat American هم است. این عوامل را کنار هم بگذارید می شود موزیک Strunz & farah . اینطوری هم نبود که از اول دنبال این سبک باشیم. وقتی نشستیم و شروع به نواختن کردیم و سی دی اول بیرون آمد سبکی درست کرده بودیم. در تمام این 25 سال هم هروقت صحبت از سبک ما می شود توضیحش باز هم برای ما سخت است.


فکر می کنید این سبک در آمریکا یا نقاط دیگردنیا جا افتاده است؟
این سبک در آمریکا جا افتاد. وقتی آهنگ های ما در رادیوهای محلی و ملی و بين المللی پخش شد و در برنامه های جای ثابت يافت و چندباری شماره يک شد نظر خیلی ها به سبک ما جلب شد و خیلی از گیتاریست ها سبک ما را تقلید کردند.


 حتی اسم ها را تقلید کردند و مثل گروه ما اسم گذاشتند. حدود شاید 200 گروه هستند که از سبک ما تقلید کردند البته تقلید مثبت. البته سبک ما هنوز مثل سبک موزیک جاز نشده ولی آنقدر شناخته شده که در عرض 15 سال گذشته در تمام رادیوهای آمریکا جای خود را باز کرده ، نشريات آمریکایی خیلی درباره اش نوشتند و بسیاری از آمریکایی ها به برنامه های ما آمدند و کار ما را شنیدند.



شما با بزرگان موسیقی دنیا هم کار کردید مثل اریک کلاپتون. اما این همکاری ها در محدوده سبک شما نبود؟
با تمام تفاسیری که در مورد سبک مان گفتم، ما بیشتر در دنیای جاز کار کردیم. چون موزیک ما خواننده ندارد و موزیک گیتار است. ما در فستیوال های جاز آمریکا و کانادا و دیگر کشورها برنامه اجرا کردیم. با خیلی ها مثل جرج بنسون ، چی کوریا ، الی میولا و غیره برنامه داشتیم. یا تور بزرگی داشتیم با جکسون براون خواننده راک معروف آمریکایی.


آیا کمی عجیب نیست هنرمندی که با این بزرگان کار کرده بیاید با بعضی از خواننده های معمولی لوس آنجلسی هم همکاری کند ؟
من می دانم چرا شما این حرف را می زنید. از نقطه نظر یک ایرانی که شما باشید و ایرانی های دیگر ، وقتی یک نفر مثلا با جرج بنسون می زند و از آن طرف هم با بعضی از ایرانی های لس آنجلسی کنسرت می دهد بسیار عجیب است.


اما من این کار را به این خاطر می کنم که ایرانی هستم و یک مدت زمانی با تمام این خواننده ها همکاری کردم. این ها همه دوستان من هستنند و وقتی که به من تلفن می کنند و می خواهند من با آن ها همکاری کنم من به خاطر ایرانی بودن و به خاطر دوستی با این ها هیچوقت نمی گویم حالا که من با آدم های بزرگ کار کردم نباید با شما کار کنم. این نظر شخصی من است و خیلی ها هم از من درباره این جریان می پرسند ولی همیشه جواب من همین است که الان به شما دادم.


شما آثار راک و جز ایران را گوش می دهید؟
والله ، من ایران نبودم. ولی سعی کردم تا آنجایی که می توانم به کارهایی که در ایران ضبط می شود گوش کنم. یکی از کسانی که از ایران آمد و من باهاش دوست شدم آقای بابک امینی بودند. از ایشان هم وضعیت ایران را پرسیدم.


از این طریق سعی می کنم به کارهایی که در ایران می شود توجه کنم. چیزی که من می توانم بگویم این است که چون راک و جاز در فرهنگ ایرانی نیست. پس کمی مشکل پیدا می کند. جاز که در آمریکا و راک هم در انگلیس و آمریکا است. به نظر من برای درست یادگرفتن یک سبک باید به آنجایی که مرکزش است رفت.


مثلا وقتی می گوییم موسیقی فلامينکو را درست بفهمیم، آدم باید به اسپانیا برود و با اسپانیایی ها زندگی کند. فقط نوازندگی که نیست. این یک ریشه های عمیقی دارند. آدم ها چه کسانی هستند، چه تاریخی دارند ، این زبان از کجا آمده. یکی از دلایلی که خودم از ایران بیرون آمدم این بود که آن موقع ها موزیک راک می زدند و فکر کردم برای یادگرفتن باید از ایران خارج شوم و به انگلیس بروم.


چون خیلی از موزیسین های معروف راک در سال 68، 69 در انگلستان بودند. می خواستم آن ها را ازنزدیک ببینم . ببینم که چه گیتاری می زنند و اصلا چه می گویند و منظورشان چیست. می خواستم بنشینم با آن ها صحبت کنم و ببینم که چه حسی دارند.


الان موسیقی تلفیقی در دنیا برای خودش جا بازکرده است. در ایران هم کسانی هستند مانند استاد ذوالفنون و داوود آزاد که در صدد تلفیق موسیقی سنتی ایرانی با دیگر سبک های موسیقی هستند. آیا موسیقی سنتی ایرانی قابلیت تلفیق با موسیقی مدرن دنیای امروز را دارد؟



صددرصد دارد. همین الان آقای کیهان کلهر و چندتن از دوستان ایرانی با آقای یویوما که یکی از موسیقیدان های بزرگ آمریکا هستند همکاری کردند و برنامه هایی با سطح بسیار بالا اجرا کردند.


خودتان به فکر چنین کاری نیستید؟
والله من الان 25 سال است که این کار را با استرانگ دارم انجام می دهم. البته من گیتار می زنم اما اگر به کارهای ما گوش دهید می بینید که بیشتر آهنگ ها ایرانی است که در آن از ضرب ، سنتور و ویولون و کلا چندین ساز و چندین موزیسین ایرانی استفاده می شود. بنابراین من خیلی مدت است که این کار را شروع کرده ام.


منظورم مشخصا تلفیق آن سبک از موسیقی آمریکایی با موسیقی سنتی ایرانی و نوازندگان اصیل این سبک موسیقی است.
بله. من با آقای منوچهر صادقی که یکی از بهترین سنتور زن هایی هستند که من می شناسم از سال 1983 کارهایی ضبط کردیم که در CD دوم ما در آمریکا پخش شد. با ایشان و با آقای مجید قربانی که از ساکنین لس آنجلس بودند همکاری زیادی داشتیم.


امیدواریم هرچه زودتر شما را در ایران ببینیم.
من هم امیدوارم هرچه زودتر و پس از مدت ها به ایران برگردم.


منبع:روزآنلاين


مطالب مرتبط:



اردشير فرح و خورخه استرانز



با عرض سلام و تبریک سال نو. امیدوارم سال خوبی

رو در پناه حق اغاز کنید و همین طور امیدوارم ما هم

بتونیم در این سال جدید مطالب جدیدو بهتری در

اختیارتون بذاریم. از همه ی دوستانی که این وبلاگ

میبینن و نظر میدن صمیمانه ممنونیم.


نوازندگی گيتار و کيفیت صدا

اسلش

 -

 


نوازندگی گيتار و کيفیت صدا :به دلايل متعددي مهمترين نکته اي که شنونده در هنگام نواخته شدن گيتار به آن توجه مي کند کيفيت صداي آن است و اکثر نوازنده ها در اين مقوله ضعف دارندو پس از مطالعاتي که در اين زمينه انجام شده به اين نتيجه مي رسيم که علت اصلي آن توجه بيش از حد به تکنيک دست راست و عدم توجه کافي به مضراب و انگشتان دست چپ است خصوصا در سازي مانند گيتار که پرده هاي پوزيسيون هاي پايين خيلي دور است.


 


بعنوان مثال فرتهای ۱۳-۱۴-۱۵ و...


 و فقط در صورتي ما صدايي واضح و قوي خواهيم داشت که انگشتان دست چپ بدون توجه به فشاري که به کار مي رود دقيقا روي فرت يا پرده قرار بگيرند. اغلب هنرجويان موسيقي وقت بسياري را صرف افزايش سرعت نوازندگي و حرکات اکروباتي مي کنند و اين موضوع را فراموش مي کنند که عامل اصلي در نوازندگي کيفيت صداست.(سوناريته)


 هنگامي که ما انگشت دست چپمان را ما بين 2 پرده بگذاريم صدايي شبيه وزوز ( گز ) مي شنويم يا اينکه صدايي بسيار ضعيف توليد مي شود حتي اگر انگشتانمان را با قدرت به سيم ها فشار دهيم. اما وقتي همان انگشت را با همان مقدار فشار نزديک پرده مي گيريم صدايي قشنگ و زيبا خواهيم داشت.(گوشه فرت )


 براي داشتن چنين صداي صاف و زيبا يک سري تمرينات ساده براي انگشتان دست چپ در نظر گرفته شده است تا هنرجو بتواند انگشتانش را دقيقا روي پرده مورد نظر قرار دهد.



و اين تمرينات در صورتي مي تواند مفيد باشد که مرتبا تکرار شود. انگشت اول را روي سيم اول، پوزيسيون اول قرار دهيد. دقت کنيد که نوک انگشتان کاملا نزديک به پرده باشد و حال با دست راست بنوازيد. و مراقب باشيد که فشار انگشت چپ را کم نکنيد. سپس انگشت دوم را روي پرده دوم قرار داده و همان کار را تکرا کنيد.


انگشت اول را هم چنان بر روي پرده اول نگاه داريد و همينطور انگشت سوم روي پرده سوم و انگشت 4 روي پرده چهارم. اينک دست خود را طوري جابجا کنيد که انگشت اول روي پرده پنجم قرا گيرد و همينطور انگشت 2،3،4.. و اين تمرين را تا پرده 20 تکرا کنيد. و سپس همين تمرين را روي سيم هاي دوم و ...


ار پرده يک تا بيست ادامه دهيد. نکته مهم در اينجا اين است که با بالا رفتن گامهاي کروماتيک فاصله بين پرده ها کمتر مي شود در نتيجه دائما محل انگشتان را چک کنيد تا دقيقا در جاي خود قرار بگيرد. پس از مدتي به طور غريزي محل صحيح انگشتانتان را خواهيد يافت.




بدون شک در تاريخ نوازندگی گيتار کلاسيک در ايران نام برادران موذن هميشه جاودان خواهد ماند که در زمان خود موجبات اشاعه گيتار کلاسيک و پيشرفت آن شدند . گفتگو بي بي سي با باقر موذن

باقر موذن تنها هنرمندیه که معتقده صنعت نفت ایران باعث شد که به گیتار کلاسیک علاقه پیدا کنه!


باقر موذن: زمانی که من در اهواز زندگی می کردم خیلی از خارجی ها بخاطر پالایشگاههای نفت منطقه در شهر ما زندگی می کردن و رادیوی مخصوص خودشون رو داشتن ( آبادان) که آهنگهای خارجی پخش می کرد. من می نشستم و به آهنگهای خارجی از این طریق گوش می کردم و خیلی از آهنگهای غربی و خواننده های زمان خودم لذت می بردم .




بنابراین بی صبرانه منتظر این بودم که بتونم خودم این آهنگها رو اجرا کنم. وقتی که 17 ساله شدم یک گیتارخریدم و نزد آقای عبدالله مفاخر گیتار یاد بگیرم. بنابراین اگه نفت نبود، منهم گیتارزن نمی شدم.








باقر موذن
باقر موذن


باقر موذن 58 سالشه و 18 ساله که در شهر تورنتوی کانادا زندگی می کنه و بین موزيسينهای سبک کلاسیک چهره شناخته شده ایه تا جائی که "انجمن گیتارنوازان تورنتو" کنسرت شنبه شب رو براش تدارک دیده و رهبر ارکستر آلن توروک (alan torok) یک قطعه موسيقی رو به موذن تقدیم کرده.


ساعت 9 صبح یک روز سرد بهاری تورنتو، با آقای موذن ملاقات کردم . موقع حرف زدن تگرگ شدیدی شروع شد و رعد و برق شدیدی زد. ما ولی روحیه مون رو نباختیم و از گیتار کلاسیک و آلبوم NOMAD ( چادر نشین) حرف زدیم.


باقر موذن: من مجموعه ای از کارهای موزيسينها و آهنگسازان معروف دنیا رو با تنظیم خودم اجرا کردم . می خواستم که آلبومی بیرون بدم که حال و هوای جهانی داشته باشه و تو خونه یک فرانسوی یا یک کانادائی یا یک اسپانیائی و یا ایرانی راه پیدا کنه.


چون شهر تورنتو شهریه که پر از نژادها و فرهنگهای مختلفه و این آلبوم واقعا گویای نوع زندگی در این شهره، شهر چند فرهنگی.


البته چند قطعه از ساخته های خودم هم در این آلبوم هست، که درباره تجربه زندگی در ایرانه. نام این قطعه ها "در زندان" ، "داستانی غم انگیز" و " زندگی با مشقت (struggle)" که این آخری رو به خانم سیمین بهبهانی تقدیم کردم.







باقر موذن
 




باقر موذن شش سال در ایران و شش سال در بریتانیا دوره گیتار کلاسیک رو تمام کرده و اولین آموزگار گیتار هنرستان عالی موسیقی تهران بوده و اولین ایرانی است که در تالار رودکی تهران ( تالار وحدت) رسیتال گیتار داد.


باقر موذن: موقعی که من گیتار رو شروع کردم به من می گفتن غرب زده شدم و یادمه که دائما هم باید ناخنهای بلند دست راستم رو پنهان کنم که مسخره ام نکنم. !


نگهداری از این ناخنها هم سخته ، قبل از هر کنسرتی خیلی مواظبم که نشکنن. چونکه هر گوشه ناخن و هر انگشتی در هنگام نواختن صدای مخصوص خودش رو داره و من از تمام این صداها برای اجرای قطعات استفاده می کنم و سعی می کنم که به شکلی گیتار بزنم که بنظر بیاد دو یا سه گیتار همزمان داره نواخته می شه.


چون تب موسیقی و گیتار فلامینکو بین ایرانی ها خیلی داغه من از موذن پرسیدم که فکر می کنه با اینهمه نوازنده علاقمند موسیقی فلامینکو بین ایرانی ها و ادعای شدیدی که در این زمنیه داریم ، آیا واقعا ایرانی ها در سبک فلامینکو تونستن حرف تازه ای بزنن؟







باقر موذن



باقر موذن در جوانی




باقر موذن: والا من خودم هم اینجوری به گیتار علاقمند شدم . اول با گیتار زدم و خوندم ، بعد که جدی تر شدم فلامینکو زدم و بعد گیتار کلاسیک.


ولی اشکال ما ایرانی ها اینه که اکثرا یک قطعه رو عینا تقلید می کنیم و تنظیم مخصوص خودمون رو روش پیاده نمی کنیم. بنابراین تا زمانی که این کار رو ادامه می دیم هیچ توجهی بطرف ما جلب نمی شه . تازه خیلی وقتها قطعات کلاسیک هم به سبک فلامینکو زده می شه و این نشون می ده که به عمق این سبک از موسیقی اسپانیا پی نبردیم.


ولی ایرانی ها در نواختن گیتار استعداد زیادی دارن و خیلی خوب پیشرفت می کنن و گیتارزنان معروفی در سطح جهانی ، ایرانی هستن.


باقر موذن در حال ضبط آلبوم آینده اش در تورنتو است. در این آلبوم اجرا و تنظیم خودش از " خوابهای طلائی " جواد معروفی و قطعاتی از موسیقی محلی خوزستان رو به روش خودش تنظیم کرده که شاید در کنسرت شنبه شب (18 ژوئن) تورنتو اجرا کنه.



ریاست دوره ای اتحادیه اروپا برگزار می کند

 
دو نوازی تار و گیتار در سالن رودکی
سالن رودکی روز 20 تیر میزبان دونوازی مهرداد دلنوازی " نوازنده ایرانی و "لوئیجی اتاد مو" نوازنده ایتالیایی " با عنوان " گوش فرا دادن به دیگری " است.
 به گزارش خبرنگار هنری مهر، این کنسرت  به همت انجمن موسیقی ایران و با همکاری سفارت ایتالیا در تهران برگزار می شود. در این برنامه که به موسیقی کلاسیک و ایرانی  اختصاص دارد، قطعاتی چون  " قطعه 997 BWV  ( پرلود، ساراباندا، گیگا) " اثر باخ، " ادای احترام به آرامگاه کلود دبوسی"   اثر مانوئل  دو  فالکا، " ساراباندا"  اثر فرانسیس پولانس،  " آداجو همچون مقدمه از سونات کوچک برای گیتار"   اثر سیریل سکات،   " شش مینیاتور بالکان"   اثر دوسان بوگدانویچ،  قطعه ای از "  جوزپه وردی " ،   قطعه ای از " فرانسیسکو تاره گا "  و همچنین قطعاتی از موسیقی سنتی ایران ،  اجرا می شود.
در این کنسرت " مهرداد دلنوازی "   تار  و " لوئیجی اتاد مو"  گیتار  می نوازد  و همانطور که  از عنوان این برنامه،  " گوش فرا  دادن به دیگری" ،   برمی آید،  قرار است که  هر  نوازنده  قطعات  موسیقی  خود را تکنوازی کرده و سپس نوازنده  دیگر به نواختن قطعات بپردازد. 
 شایان ذکر است که این کنسرت به مناسبت برعهده گرفتن ریاست دوره ای اتحادیه اروپا از جانب کشور ایتالیا برگزار می شود
.     منبع:خبرگزاری مهر

 فرشيد اعرابي متولد تهران سال 1349
سال 1368 شروع گيتار همزمان با سربازي
سال 1369 يادگيري در ژانرهاي Rock, Hard Rock, Heavy Metal نزد استاد كوروش موحد
سال 1372 آشنايي با تئوري موسيقي و آشنايي با اصول آهنگسازي
سال 1373 كاركرد به صورت حرفه اي با خوانند گان رسمي و تمرين هاي گروهي همراه با: نيما نوا پور (Drums) - بابك پور شريف (Guitar Bass) در سبك Hard Rock, Heavy Metal (گروه فارياب)
سال 1377 ساخت موسيقي متن براي فيلم بادام هاي تلخ و تاتر آخرين بازي (ساخت محمود استاد محمد) با خوانندگي قاسم افشار - فعاليت در واحد موسيقي تلويزيون (خواننده تنور) - شركت در اولين جشنواره موسيقي پاپ به همراه گروه ياران (نيما نوا پور - بابك پور شريف - بهروز علي ياري - غلامرضا معرف - رضا بزمي پور) به مدت 2 سال  --------->>> سال
1379 پايه ريزي آلبوم پنهان

تاریخچه ی گیتار

 تاریخچه ی گیتار
 
درمورد تاریخچه ساز گیتار حکایتهای بسیاری نقل شده است که هر
 
کدام به نوبه خود جالب و قابل تامل میباشد من جمله تاریخچه زیر
 
که توضیحات کاست زریاب از شاهکارهای نوازنده بزرگ گیتار جهان پاکو
 
دلوسیا میباشد که در زیر همان مطالب را نقل می کنم:



پاکو دلوسیا نوازنده اسپانیایی برای اسم آلبوم خود "زریاب" را انتخاب
 
کرده است . زریاب نام یکی از موسیقیدانان بزرگ ایرانی است که
 
در زمان حکومت عباسیان ظهور کزد . وی همدوره ابراهیم موصلی و
 
فرزندش اسحق از بزرگترین مو سیقیدانان دربارعباسیان بود.
ابراهیم موصلی فرزند ماهان فرزند بهمن ، فرزند پشنگ که همگی از
 
کشاورزان ارجان شیراز بودند در کوفه بدنیا آمد. وی موسیقی را نزد یک
 
زرتشتی به نام جانویه که در شهر ری زندگی میکرد فرا گرفت و در
 
همین شهر بود که با دختری به نام شاهک رازی وصلت کرد که حاصل
 
فرزندی بو به نام اسحق . میگویند گوش موسیقی ابراهیم چنان قوی و
 
حساس بود که اگر در میان سی نوازنده کوک یکی از آنها نا برابر بود وی
 
آن را بخوبی در میافت. اما ابولفرج اصفهانی نویسنده
 
کتاب اغانیفرزند وی اسحق موصلی را به دریا و موسیقیدانان دیگر به
 
نهر و جوی آب تشبیه کرده است . وی همچون پدر از مقربان دربار هارون
 
الرشید بود و نزد مامون نیز صاحب منزلتی رفیع بود . معتصم خلیقه
 
درباره وی گفته است: "
 
هرگاته اسحق آواز میخواند به نظرم چنین می آید که کشور من
 
وسیعتر میشود" از افتخارات اسحاق تربیت شاگردی چون زریاب است.
 
زریاب (اواخر قرن هشتم میلادی ) موسیقی این منطقه را به شمال
 
آفریقا و اسپانیا برد و در آنجا رواج داد. اسپانیائیها وی را مخترع گیتار
 
می دانند .وی سیم پیچی بر عود افزود و می گویند که ده هزار آواز را
 
باآهنگشان از بر داشت. وی تا آخر عمر در کوردوبا از شهرهای اسپانیا
 
میزیست و در آنجایک مدرسه موسیقی بنا نهاد و تاثیر بسزایی در
 
موسیقی اندلس داشت ابن خلدون عالم فلسفه تاریخ و مورخ مغربی در
 
باره این شاعر ، خواننده و نوازنده بزرگ چنین می گوید:" موصلیان
 
(ابراهیم و اسحق موصلی ) غلامی داشتند که نام او زریاب بود
 
او فن مو سیقی را از آنان فراگرفته و در آن مهارت یافته بود . از این رو
 
موصلیان به وی رشک بردند و اورابه مغرب گسیل داشتند.
 
زریاب به درگاه حکم بن هشام بن عبد الرحمن داخل امیر اندلس رسید .
 
و او در گرامی داشتن زریاب مبالغه کرد و به دیدار او شتافت و به وی
 
جایزه های عالی بخشید و اقطاعها مقرریه برای اوتعیین کرد ، و وی
 
را به بارگاه دولت و در میان ندیمان خویش به پایگاهی بلند رسانید .
 
از این رو در اندلس هنر موسیقی به سبب زریاب پیشرفت شایان کرد
 
و پس از وی تا روزگار ملوک طوایف یادگارها و آثار او همچنان باقی و
 
متداول بودو از نسلی به نسل دیگر منتقل میشد . چنانکه
 
در اشپیلیه (اسپانیا) نمونه های هنری وی بدانسان توسعه یافت که
 
همچون دریایی بیکران بود و پس از زایل شدن رونق و شکوهش آن
 
شهر یادگارهای هنری زریاب از آنجا به کشورهای ساحلی افریقیه و
 
مغرب منتقل شد و در شهر های آن سرزمین تقسیم گردید . و با آنکه
 
عمران و تمدن افریقیه به قهقرا بازگشته و دولتهایشان رو به نقصان می
 
روند هنوز هم بقایای هنری زریاب در آن سرزمین یافت میشود.
 


راپورت دیزی راکر از کنسرت لیلی افشار - فرهنگسرای نياوران


نتیجه گیری اولیه: چيزی مترادف با فوق العاده
سالن:
تهویه مناسب و بدون حتی یک صندلی خالی
نورپردازی:
نه چندان جالب و حرفه‌ای
رعایت قوانین نانوشته یک کنسرت از سوی مردم:
فراتر از انتظار
صدا برداری:
وقتی خانم افشار قطعه رو معرفی می‌کرد صدا مقداری بم به گوش می‌رسید اما در هنگام اجرای برنامه بسیار رسا و بدون نویز بود
تاخیر در برنامه: وجود نداشت که بسیار مایه‌ی خوشحالی‌ست
حدودا یک ساعت قبل از شروع برنامه با حساب ترافیک اعصاب خوردکن راه افتادیم که 10 دقیقه قبل از شروع برنامه یعنی ساعت 6:50 ماشین رو پارک کردیم. بر خلاف انتظار خبری از بازار سیاه بلیت نبود که خودش جای تعجب داشت. 5 دقیقه بعد تو سالن نشسته بودیم که چراغ ها رو خاموش کردند و اجرا شروع شد
قبل از شروع برنامه صدایی از پشت میکروفن از ملت خواست که موبایل هارو خاموش کنند و قبل از تمام شدن قطعه اقدام به تشويق نکنند.
بعد از این اعلام در یک نگاه حدود شاید بیست نفر رو دیدم که شروع کردن به پیچ دادن به بدنشون و در پی خاموش کردن تلفن همراهشون امدند حرکتی که نتیجه‌اش رو در طی کنسرت شاهد بودیم
برنامه درست سر وقت بدون دقیقه‌ای تاخیر شروع شد. گرچه عکس‌هایی از خانوم افشار دیده بودم ولی فکر می‌کردم ایشون با مانتو اجرا خواهند داشت که اینطور نبود و البته نوع استیل گیتار زدنشون هم طوری بود که به جز یک دامن راحتی طور دیگه امکان اجرا رو نداشتند یا حداقل کار بسیار سخت می‌شد
با توجه به اینکه من کلاسیک کار نیستم تکنیک دست گرفتن گیتار توسط ایشون برای من جالب بود.
به این صورت که پای چپ بر روی پدال, پای راست با فاصله متوسط از پای چپ, و فرو رفتگی گیتار بروی زانوی پای راست پایه شده و انتهای گیتار به پای راست تکیه داده شده بود
اولین اهنگبرف در استانبول نام داشت و اثر کارول دومنیکونی بود
از لحظه شروع اجرا عدم تمرکز خانوم افشار محسوس بود که حتی در اهنگ اول چندین بار خارج هم زدند- البته من کوچکترین تمرینی با گیتار کلاسیک نداشتم و با توجه به گوش و احساسی که داشتم این رو میگم . بعید نیست که من اشتباه کنم - به هر حال این عدم تمرکز در اهنگ بعدی به طور کامل رفع شد که فکر میکنم کمی طول کشید تا خانم افشار با محیط و تماشاگران خو بگیره
اهنگ دوم Denza del altiplano نام داشت و پر بود از حرکات سرعتی دست چپ بروی دسته و ضربات ناگهانی. همانطور که گفتم با پایان قطعه دوم دیگر اثری از اضطراب اولیه در چهره و دستان خانم افشار مشاهده نشد. در حالی که خانم افشار در حال کوک گیتار و رسیدن به صدای مطلوب بودند چراغ‌های عقب سالن روشن و عده‌ای تازه وارد سالن شدند. با توجه به اینکه قبلا اعلام شده بود بعد از شروع اجرا تا زمان انتراکت درب ها بسته خواهند ماند این اقدام کمی عجیب بود.
نتیجه این کار بر هم خوردن تمرکز خانم افشار و شنوندگان بود
سومین اهنگ ساخته‌ی رضا والی مدرس یکی از داشنگاه های امریکا - که اسمش خاطرم نماند - و گذر نام داشتاین قطعه باید در ربع پرده و با سیم نیمه خم نواخته میشد که انجامش با گیتار بسیار مشکل است. خانم افشار برای روان‌تر کردن کار سه فرت Fret به دسته اضافه کرده بودند.
این اثر واقعا راز الود و شوک کننده بود. به گونه‌ای که اگر بدون اطلاع قبلی و به طور مثال از رادیو ان را می‌شنیديد بی‌شک در دقیقه ی اول فکر می‌بردی که اجرا با سه تار انجام شده.
با توجه به محدودیت‌های موسیقی کلاسیک ایرانی در پرده‌ها اجرای این اهنگ غیر ممکن میامد که امشب شاهد ممکن شدن غیر ممکن بودیم.
اهنگ بعدی چهارگانه ای از کارلو دومنیکونی بود که داستان رابطه یک چوپان با گوسفندانش در صحرا را بیان می‌کرد و در مرحله چهارم باران و رعد و برقی در صحرا می زد و وضع را اشفته می‌کرد.
این قطعه طولانی‌ترین اهنگ اجرای شده‌ی امشب بود. حدود نه دقیقه و بیشترین تعداد اوج فرود را در ان شاهد بودیم.
اما در قسمت چهارم که نویدش را داده بودند بارانی بارید و ما, شنوندگان را در شگفتی غرق کرد.
خانم افشار با سرعتی غیر قابل وصف به اجرای دو نت همزمان پرداختند. ایشان در عین حال که با پیک, پایین ترین قسمت سیم های گیتار را به نشانه رعد و برق و طوفان با سرعتی زياد به لرزه در می‌اوردند با دست چپ خود با سرعتی اعجاب انگيز دسته‌ی گیتار را به مانند بزرگراهی بالا پایین می‌کردند. چیزی که من حتی در نوازندگان گیتار الکتریک هم مشاهده نکردم.
با اتمام این اهنگ تشویق حضار به بالاترين حد خود رسيد به گونه‌ای که خانم افشار, که بعد از تشکر کردن از شنوندگان به روی صندلی نشسته بود دوباره برای تشکر به پا خواست.
اهنگ پنجم و پایان بخش قسمت اول اثری از گری استر بود. اینطور که خانم افشار توضیح دادند ایشان
به اثر مرغ سحر اثر نی داوود و اجرای ابولحسن بنان علاقه زیادی دارند و همین علاقه باعث شده از گری ایستر بخواهند این اثر را برای گیتار تنظیم کند.
گری ایستر هم با توجه به ایرانیان -تار و سه تار زنان- متعددی که در لس انجلس فعالیت دارند بارها به اجراهای متفاوت این اثر گوش می‌دهد تا در نهایت اثری نیمه ایرانی و نمیه غربی می‌سازد یا به قول خانم افشار یک فانتزی از مرغ سحر.
نوای اشنای مرغ در دو قسمت از اهنگ به وضوح به گوش می‌رسید. این اثر با توجه به ادغامش با تفکر امریکایی به جز ان دو لحظه اثاری از ایرانی بودن به همراه نداشت که در هر حال کار قشنگی بود.
بعد از پایان اینکار یعنی حدود ساعت پنج دقیقه به هشت انترکتی 10 دقیقه ای داده شد و بعد از ان اجراها پی گرفته شد.
اولین قطعه کار جرارد درودز یا قول خانم افشار گرارد درودز بود
دومین قطعه اثر اسیکا ویسل و Kara toprak نام داشت. اگر اشتباه نکنم - و کلاسیک کاران در این صورت من را ببخشند- در توصیف رسیدن به یک زن از راه جادوگری بود که تمی رمز الود و کمی ترسناک هم به همراه داشت.
اثر بعد متعلق به اگوستین باریوس معروف و یک سکه در راه خدا کمک کن, نام داشت
اینطور خانم افشار گفتند روزی اگوستین در خانه مشغول تدریس بوده که در را می‌زنند وقتی اگوستین در راه باز می‌کند پیر زنی را می بیند که به همراه یک کاسه از او گدايی می‌کند. اگوستین از این موضوع الهام می‌گيرد و اهنگی بر این اساس می‌سازد. ریتم نواخته شدن ضربات به در, در جای جای اهنگ به گوش می‌رسید و در این اهنگ هم شاهد اجرای دو نت در ان واحد بودیم.
بعد از پایان این اثر خانم افشار تقریبا سه دقیقه‌ای را صرف کوک زنده گیتارشان کردند. و وقتی اینکار زمانی طول کشید گفتند. “نمی‌دانستید گیتار کلاسیک را می‌شود اینقدر کوک کرد!”
دو اهنگ اخر
که Invocation And Dance و Tangoنام داشتند, بدون قطعی و پست سر هم اجرا شدند و پایان بخش اجرا بودند.
حاشیه:
نور پردازی تعریف چندانی نداشت به طوری که با تکان خوردن گیتار نوری از بدنه ی گیتار منعکس می شد و چشم را اذیت می‌کرد.
خانم افشار بعد از تمام شدن اهنگ مشغول کوک دوباره ساز می‌شدند که انجام اینکار ان هم به ان سرعت, نشان چیره دستی ایشان داشت.
کلاسیک کاران زیادی در سالن حضور داشتند. به طوری که نا اشنایانی مثل من فقط با شنیدن صدای تشویق انها متوجه پایان یک قطعه می‌شدند.
بعد از اجرای اهنگ “یک سکه در راه خدا” در حالی که خانم افشار مشغول کوک کردن ساز خود بودند کس یا کسانی ایشان را از پشت صحنه فراخواندند و خانم افشار برای چند لحظه صحنه را ترک کردند. این وقت ناشناسی برگزارکنندگان هم جای تعجب داشت.
با اينکه عکس و فيلم برداری ممنوع اما نور موبايل‌های دوربين دار چشم را می‌درخشانيد.
وقتی خانم افشار قسمت سوم اهنگ کارلو دومنيکونی را به اتمام رساندند حتی کلاسيک کاران هم به تصور اينکه اجرا تمام شده شروع به تشويق کردند اما خانم افشار با اشاره‌ی دست اين امر را نفی کرد و اجرا را ادامه داد

آکورد مشکی رنگه عشقه رضا صادقی

مشکی رنگه عشقه 8/6

...........................Dm.....................Am

مشکی رنگ عشقه مثل رنگ چشای مهربونت

..........................Dm.....................Am

مشکی رنگ عشقه مثل شبای قلب آسمونت

Am...........................................Dm

کی میگه رنگ غم سیاه رنگ خوش سپیدی

Am..............................................Dm

کی میگه آبی رنگ صداقت مشکیه رنگ پلیدی

E..........................................C

چرا یه عده ای مشکیو رنگ غم میدونن

Am.............E7....................

مگه رنگ پر پرستوی عشقو ندیدن

Am.............E7....................

مگه رنگ پر پرستوی عشقو ندیدن
 

Am........................................Dm

ستاره با قشنگیاش تو رنگ شب قشنگه

Am...............................................Dm

تموم رنگای دنیا دو رنگن مشکی تا ابد یه رنگه

E......................................C

واسه نوشتن یه رنگیه دفتر عاشق

Am..................E7....................

خط یه رنگو بی دقدقه مشکی قشنگه

Am..................E7....................

خط یه رنگو بی دقدقه مشکی قشنگه

 

Dm............................Am

من تو رنگ موهای سیاه نازنینم

Am....................................Bb

چیزی به جز یه رنگیو صفا و دل ندیدم

Dm..........................Am

از زبون عاشقای بیدار شبونه

Am....................................Bb

هیچ پلیدی از سیاهی شب نشنیدم

 

 

سلام به دوستان خوبم.با عرض شرمندگی یک مدت به خاطر امتحانات مطلبی اضافه نکردم. ولی قول میدم جبران کنم. از نظراتتونم ممنونم. منتظر مطالب جدید باشید.

اهنگ زیبای گوگوش با اکورد

F#..............Em....................................Bm

كمكم كن ، كمكم كن        نذار اينجا بمونم تا بپوسم

Bm...........................................................F#

كمكم كن ، كمكم كن        نذار اينجا لب مرگ رو ببوسم

F#......................Em.........................................Bm

كمكم كن ، كمكم كن        عشق نفريني بي پروايي مي خواد

Bm.............................................................F#

ماهي چشمه ي كهنه      هواي تازه ي دريايي مي خواد

Bm.................C................Em........Bm

دل من درياييه                چشمه زندونه برام

Bm....C.....Bm...........Em.............Bm

چكه چكه هاي آب           مرثيه خونه برام

Bm...............C.........Em...............Bm

تو رگام به جاي خون         شعر سرخ رفتنه

Bm....C.....Bm...........Em.............Bm

تن به موندن نمي دم        موندنم مرگ منه

Bm..G..................................A...........................Bm

عاشقم ، مثل مسافر عاشقم           عاشق رسيدن به انتها

Bm......G...................................A..........................Bm

عاشق بوي غريبانه ي كوچ               تو سپيده ي غريب جاده ها
 

Bm..Em................Bm............................................Em

من پر از وسوسه هاي رفتنم             رفتن و رسيدن و تازه شدن
 

Bm.....C...................Bm....................Em....................Bm

توي يك سپيده ي طوسي سرد         مسخ يك عشق پر آوازه شدن
 

****مانند قسمت بالا آكوردها تكرار ميشود****


كمكم كن ، كمكم كن        نذار اين گمشده از پا در بياد
كمكم كن ، كمكم كن        خرمن رخوت من شعله مي خواد

كمكم كن ، كمكم كن        من و تو بايد به فردا برسيم
چشمه كوچيكه برامون       ما بايد بريم به دريا برسيم

دل ما درياييه                   چشمه زندونمونه
چكه چكه هاي آب            مرثيه خونمونه

تو رگ بودن ما                  شعر سرخ رفتنه
كمكم كن كه ديگه             وقت راهي شدنه

كمكم كن

یک قطعه ی زیبا

speaker.gif (130 bytes)

گيتار کلاسيک چيست؟


 

گيتار کلاسيک نه تنها يک سبک موسيقی مشخصی را ارايه ميدهد؛ بلکه نزديکی کاملی


 

به ساز را که کاملا با بقيه ی سبکها تفاوت دارد (مانند جز؛ بلوز و... ) به وجود می آورد.


 


 

 

گيتار کلاسيک؛ سنتی طولانی از تکنيکها و تمرينهاست که نوازندگان و آهنگسازان در طی ساليان دراز رعايت کرده اند و هنوز هم به انها وفادارند.


 

برای نواختن آثار شاخصی از باخ؛ بتهوون و.....بايد آن را در سبک کلاسيک بنوازيد. حتا اگر هيچ قصد جدی مبنی بر گيتاريست کلاسيک شدن نداريد؛ ميتوانيد در مورد تن؛تکنيک و عبارت بندی با تمرين تکنيکهای کلاسيک بيشتر بياموزيد.

البته اين موضوع نبايد موجب سردرگمی شما شود؛ زيرا موسيقی کلاسيک سرشار از قواعد معين و قوانين انعطاف ناپذير است.


بسياری از گيتاريستها که در هر دو حيطه ی کلاسيک و پاپ وارد هستند؛احساس ميکنند که بعضی جنبه های موسيقی گيتار کلاسيک آزادی گراتر هستند و اين دشواری در قواعد باعث شده که آنها سعی کنند تکنيکهای کلاسيک را در نواختن موزيک پاپ و راک تلفيق کنند.

 

به عنوان نمونه: استيو هو؛ مايکل هجز و چت اتکينز هر کدام به نوعی تکنيکهای کلاسيک را با سبکهای بی نظير خود تلفيق کرده اند.


 

 


 

 


 

 

چند نکته

صرفنظر از اینکه گیتار ما چه مارکی و یا چه قیمتی داشته باشد باید در حفظ و نگهداری آن سعی و تلاش کرد تا سالم بماند چند نکته  را در زیر جهت سالم نگاه داشتن ساز مینویسم امیدوارم که مفید باشد:

البته باید در ابتدا ساز خود را بشناسیم چون که گیتار های حرفه ای نگهداریشان بسیار مشگل تر از گیتار های آماتور میباشد بدلیل اینکه گیتارهای حرفه ای غالبا تمام قسمتهای آن از چوبهای بسیار نازک ساخته شده اند ولی گیتارهای آماتور معمولا از تخته سه لایی تولید میشوند که از نظر استحکام بسیار متفاوت میباشند .

اول : نکته  مهم که خیلی واضح میباشد مراقبت کردن ساز از ضربات میباشد چون بر اثر ضربه بزرگترین صدمات بر ساز وارد میشود که بایدحتی الامکان  بعد از استفاده در محل مخصوصش قرار داد تا از ضربات احتمالی محفوظ ماند.

دوم: محافظت از تغییر دمای شدید میباشد حرارت میتواند تاثیر بسیار مخربی بر ساز داشته باشد معمولا نوازنده ها میگوند ساز باید در هوایی باشد که انسان براحتی در آن زندگی میکند اختلاف شدید دما هم میتواند به قسمتهای چوبی ساز لطمه وارد کند و هم اینکه بر اثر انبساط و انقباض سیمها فشار بیش از اندازه ای را به دسته و سیم گیر وارد کند شاید جالب باشد بدانید یک گیتار کلاسیک در زمانی که کوک دقیق باشد فشاری معادل چهل تا پنجاه کیلو گرم را تحمل میکند که حقیقتا فشاری زیادی برای اتصالات قسمتهای مختلف گیتار که در آنها از میخ و پیچ استفاده نشده است میباشد پس باید ساز را از منابع حرارتی و برودتی و نور مستقیم خورشید دور نگاه داشت  در ماشین در بعضی از موارد که در معرض نور مستقیم خورشید قرار داشته باشد بسیار گرم شده و ممکن است ما اصلا متوجه نباشیم خصوصا اگر در صندوق عقب و یا باربند باشد.

سوم :  گیتار باید حتما کوک دقیق داشته باشد چه که محاسبات برای آن کشش مشخص میباشد و د ر صورتیکه از آن حد بیشتر باشد به ساز لطمه وارد میشود و حتی الامکان باید در زمانهای طولانی که از ساز استفاده نمیشود سیمهای آنرا دو الی سه دور شل نمود .

چهارم : تغییر رطوبت نیز میتواند به قسمتهای مختلف ساز لطمه بزند  و باعث تاب برداشتن دسته و یا ترک خوردن صحفات مختلف ساز شود خصوصا اگر از جای مرطوب به جای خشگ انتقال پیدا کند احتمال ترک خوردن آن بسیار زیاد میباشد باید احتیاط نمود و تا مدتی ساز را در کیس خود نگهداشت و درون کیس پارچه یا اسفنج مرطوب گذاشت و به مرور زمان آنرا با هوای خشگ عادت داد و اگر بر عکس از فضای خشگ به فضای مرطوب انتقال پیدا کند احتمال تاب برداشتن و ورم کردن قسمتهای مختلف ساز بسیار زیاد میباشد و باید از رطوبت گیرهای مخصوص استفاده کرد و آنرا درون انباره گیتار قرار داد.در هر صورت رطوبت مطلوب برای هر سازی حدود پنجاه در صد میباشد.

پنجم : نظافت ساز نیز خیلی مهم است در بعضی از موارد بعضی ها برای تمیز کردن از مواد شوینده یا پاک کننده استفاده میکنند که ممکن است باعث خراب شدن صدای ساز و یا رنگ آن شود چرا که رنگهای بدنه ساز متفاوت میباشد و باید دقیقا شناخته شود و بعد از محلولهای که تاثیر منفی بر روی رنگ نداشته باشند استفاده کرد و در کل بهترین وسیله برای تمیز کردن پارچه ای نرم و کتانی میباشد که بصورت خشگ روی قسمتهای ساز کشیده شود و باصطلاح اینقدر مالیده شود که تمام کثیفیهای آن گرفته شود . باید دقت کرد که حتما قبل از تمرین دستها کاملا شسته و تمیز باشد هم از جهت نظافت ساز و هم سالم ماندن سیمها که خیلی مهم میباشد.

انواع گیتار

شاید در یک تقسیم بندی ابتدایی بتوان گیتار ها را به دو دسته کلی تقسیم بندی کرد :

الف : گیتار آکوستیک   (acoustic )                     ب : گیتار الکتریک(electric)

در تقسیم بندی اول تشدید صدا توسط انباره چوبی صورت میپذیرذ و در تقسیم بندی دوم علت تشدید صدا پیک آپ (pick up)میباشد البته پیک آپ یک سیم پیچ میباشد که در مرکز آن یک آهنربای دائم قرار گرفته است و سیم فلزی به علت ارتعاش در میدان مغناطیسی سبب ایجاد الکتریسیته میشود که به آمپلی فایر انتقال پیدا کرده و تقویت میگردد.

البته هر کدام از موارد بالا به مدلهای مختلفی به شرح زید تقسیم بندی میگردند:

الف : گیتار آگوستیک به دو دسته کلی تقسیم میگردد :

گیتارهایی که دارای سیمهای نایلونی میباشند :که به دو شکل کلی کلاسیک و فلامنکو  (اسپانیش ) تولید میگردند که از نظر ظاهری بسیار شبیه بوده ولی از نظر صدا متفاوت میباشند. 

نوع دیگر گیتارهای آگوستیک گیتارهائی میباشد دارای سیمهای فلزی میباشند و به دو شکل کلی گیتارهای فولک و جز میباشند. 

ب : گیتار الکتریک نیز به د و دسته کلی تقسیم میشود :

گیتار الکتریک معمولی که دارای شش سیم بوده و به شکل گیتارهای آگوستیک کوک میگردد .

و گیتار باس که دارای چهار سیم خیلی بم بوده که بشکل چهارم درست نسبت  به یکدیگر کوک میشوند (می ، لا ، ر ، سل ) و نتهای آن با کلید فا نوشته میشود.

البته تلفیقی از دو گیتار فوق نیز ساخته میشود به اسم گیتارهای الکترو آگوستیک که غالبا به شکل کات اوی (cutaway) میباشد یعنی قسمت بدنه گیتار مقداری انحنا خاص داشته تا راحتتر بتوان از فرتهای دوازده به بعد استفاده کرد.و دارای پیک آپ خاصی برای تقویت صدا میباشند.

مصاحبه لیلی افشار

ليلی افشار

  گفگو با خانم ليلی افشار                 

                                                           مصاحبه کننده: فريدون معدنی         

در گفتگوی قبلی تان خانم افشار خوندم که روزی ده ساعت تمرین می کنید . برام عجیب بود برای کسی که در این سطح از نوازندگی قرار داره ، روزی 10 ساعت تمرین می کنه ، درباره اش توضیح میدین ؟

-   من وقتی دانشجو بودم روزی 10 ساعت تمرین می کردم یعنی برای دوره لیسانس ، فوق لیسانس و دکترا روزی 10 ساعت تمرین می کردم . خیلی مسابقات مختلف باید شرکت می کردم . برنامه های مختلف باید آماده می کردم . قطعه های مختلف حفظ می کردم ، ولی الان برای تمرین 10 ساعت وقت ندارم . یعنی تکنیکم الان به جایی رسیده که لازم نیست 10 ساعت تمرین کنم . ولی مثلا 3 تا 4 ساعت در روز تمرین می کنم .

-    یعنی شما هر روز مانند یک کار واجب تمرین می کنید ؟

-   بله ! حتی من به خاطر اینکه وقتم تلف نشه در فرودگاه ها قبل از پرواز هواپیما در سالن انتظار گیتار تمرین می کنم .

-    خب این عجیب نیست برای مردمی که شما رو می بینند ؟

-   عجیب که نیست هیچی ! اتفاقا خیلی هم لذت می بیرند . بعد هم می آیند و تشکر می کنند .

-     پس توی ایران با این وقت های اضافی چه می کنید ؟

-   توی ایران هیچی ...!! آهان ! همش می خوابم !! برای اینکه همیشه پروازهای ایران به آمریکا ساعت 2و 35 دقیقه صبح است و من خسته می رسم بعد هم چشام رو روی هم می ذارم و می خوابم ...! گیتار رو هم جرات نمی کنم در بیارم !!!

-     شاید بیشتر از اینکه خطرناک باشه عجیب جلوه کنه ؟

-    آره ! عجیبه ! ولی توی آمریکا این چیزها خیلی معمولی و نرماله .

-   راستی شما چرا موسیقی را در همان کانون موسیقی ایران در امریکا یعنی لس آنجلس دنبال نکردید ؟

-   من کاری را که در دانشگاه ممفیس انجام می دهم ، کار بسیار سخت و کمیابی است . به جز من 35 نفر بودند که از میان آنها من برای تدریس گیتار کلاسیک در این دانشگاه انتخاب شدم . پس حق بدین که باید کارم در ممفیس را دو دستب بچسبم . ضمنا من در ارتباط با موسیقی کلاسیک فعالیت می کنم و به علت نوع نواختن ام با غربیها بیشتر سروکار دارم ... ولی نوع موسیقی لس آنجلس بیشتر پاپا است یا در مواردی موسیقی اصیل ایرانی ...         اصلا کار آنها را گوش می کنید ؟

-   بله ، خب مسلما شنیدم و می شنوم چون در آنجا کاستها به وفور موجود است و بالاخره من هم به آنها گوش می کنم ...

-   آمریکایی ها برای یک مدرس ایرانی در دانشگاه ایالتی مشکلی پیش نمی آورند؟

-   خیر ! برای آنها ملیت من مهم نیست ! بلکه کار من و کیفیت کارم و مدرکم مهم است . آنها پارتی بازی و رابطه ندارند و اگر کیفیت کار کسی پایین باشد براحتی کار را به آدم نمی دهند .

-   آیا تفاوتی میان موسیقی کلاسیک امروز با آن سالی که از ایران خارج شدید (سال 1977) حس می کنید ؟

-   من قبل از مهاجرتم از ایران به کنسرت های مجلسی یا ارکستر سمفونیک نیز می رفتم به نظرم اونها خیلی عالی بودند . الان هم تنها چیزی که دیدم آرکستر آقای چکنواریان و کنسرت آقای شهرداد روحانی بود . که روی هم رفته خوب بودند ولی می توانستند بهتر از این هم باشند . بعد هم فقط کنسرت های خودم رو دیدم ...! (با خنده)

-     نظرتون درباره موسیقی پاپ چیه ؟

-   موسیقی پاپ رو هم اگر خوب باشه گوش می دهم و دوست دارم . اصولا موسیقی اگر خوب باشد برای همیشه ماندگار می شود . مثل قطعه های بیتلز یا هتل کالیفرنیا و یا ... . خیلی چیزهایی که من در لس آنجلس می بینم دقیقا کپی براداری از موسیقی اسپانیولی ، عربی ، مکزیکی و ... است . که به نظر من اکثرا موسیقی های مصنوعی است و تعداد کمی از اون هاست که به دل من می نشینند .

-   خانم افشار ! تلویزیون های ماهواره ای فارسی زبان که در آمریکا فعالیت می کنند تا به حال پیشنهاد کار به شما نداده اند ؟

-   نه ! حتی بیشترشون راجع به من زیاد نمی دونن . من همیشه سعی می کنم کلاس کارم را حفط کنم که استاندارد آن پایین نرود . آنها اصلا یک قشر دیگری هستند که معنی موسیقی کلاسیک رو خوب نمی فهمن .

-    در ایران بیشتر مخاطبین شما در کنسرت ها چه قشری بودند ؟

-         بیشتر جوان ها بودند .

-    در کشورهای خارجی چه ؟

-         در اونجا بیشتر قشر مسن تر و پیرتر !

-   خب ! به نظر شما چرا در ایران نسبت به کشورهای غربی جوان ها بیشتر به دنبال موسیقی کلاسیک هستند ؟

-   خب کسانی که بیشتر تجربه دارن مانند میان سالان یا مسن ها بیشتر با موسیقی کلاسیک بودند و از موسیقی پاپ یا رپ خوششان نمی آید . و تنها چیزی که برایشان مفهوم دارد همین موسیقی کلاسیک هست . جوان ها در آنجا آنقدر موسیقی پاپ یا رپ به خوردشان می دهند که کمتر موسیقی کلاسیک را می فهمند .

-     حضور این قشر جوان در کنسرت هایتان چه تاثیری بر کارتان می گذارد ؟

-         من روی سن کاملا انرژی ای را که جوان ها به من می دهند احساس می کنم .

-     این انرژی ذهنی است یا واقعا به شما منتقل می شود ؟

-   وقتی که من می نوازم همیشه یک سکوت عجیبی در سالن حکمفرما می شه ... وقتی که من می بینم آنها از ته دل به قطعات من گوش می دهند برای من بزرگترین احترام است . بعد از تمام شدن هر قطعه هم با نوع دست زدن و تشویق هایشان می توانم به این نکته که چقدر از یک اثر لذت برده اند پی ببرم . حتی پیش آمده که به خاطر هیجان به وجود آمده یک قطعه را با سرعت بیشتری بنوازم .

عکس های زیبا

کنسرت تلفیقی گیتار و سازهای ایرانی