مصاحبه Guitar4all با نوازنده برجسته ايرانی -ليلی افشار-1

مصاحبه Guitar4all با نوازنده برجسته ايرانی -ليلی افشار-1در مورد آلبوم جدیدتان کمی توضیح بدهید?اسمش Hemespheres هست و در این آلبوم از قطعات آهنگسازانی همچون : رضا والی - جرارد دروژرد - جان اشنایدر استفاده شده قطعاتی از اطراف دنیا با فرهنگهای مختلف . مثلا قطعه ای مانند قره توپراق ( خاک سیاه) از عاشیق ویصل که قطعه ای محلی ترکیه ای هست و بسیار هم مشهور که ریکاردو مویانو آنرا برای گیتار تنظیم کرده است .

وجود قطعه گذار از رضا والی و فانتزی مرغ سحر با حال و هوای موسیقی ایرانی آیا نیت و دلیل خاصی داشته است؟

من میخواستم حتما در آلبوم جدیدم موسیقی از ایران وجود داشته باشد من در طی این سالها همه نوع موسیقی اجرا کردم و خیلی دوست داشتم که قطعه ایرانی نیز برای گیتار وجود داشته باشد تا بنوازم .
بهمین خاظر از رضا والی خواستم تا قطعه گذار را بنویسد و بسیار در آمریکا این کاربازتاب خوبی داشت و مجله های مختلف گیتار وبرنامه های مختلف رادیویی در مورد این آلبوم با بنده مصاحبه کردند.

آیا تنها در زمینه اجرا قعالیت داشته اید ؟ آهنگسازی چطور؟
در طی دوران تحصیل علوم مربوطه به آهنگسازی را خواندم اما بیشتر هدف و کارم اجرا هست و لی با بسیاری از آهنگسازان کار کرده ام و در مورد قطعات همفکری داشته ام در آخر شاید کاری که بیرون می آمد کار مشترکی بود همانند اینکه با هم این قطعه را نوشتیم.

آیا به نوازندگی بر روی صحنه علاقمندید یا ضبط؟
من از اجرا بر روی صحنه خیلی لذت ميبرم و علاقمندم چراکه انرژی شنوندگان تاثیر بسیار زیادی بر روی نوازندگی من دارد و حتی آکوستیک سالن زدر استودیو شما تنها هستید و خیلی باید کار دقیق انجام بشود.

آیا کارهای جدیدی در دست تنظیم دارید؟
بر روی چند قطعه محلی دیگر مشغولم و عجله نمیکنم چونکه همیشه این ایده ام بوده که باید کار را با نهایت کیفیت و دقت انجام دارد و با تفکر که امیدورام در آینده این کارها نیز به پایان برسد و انتشار یابد

در مورد تاریحچه گیتار کلاسیک میتوانید توضیح دهید؟و چرا آهنگساز بزرگی مانند باریوس تا سالها ناشناخته ماند ؟

در قرن ۱۸ گیتار با نوازندگانی چون سور و جولیانی پا به عرصه گذاشت و سپس تارگا که سمبل گیتار مدرن میباشد چرا که حتی از نظر ساختاری گیتار دوره سور و جولیانی با گیتار امروزی تفاوتهایی داشتند

در گذشته از گیتار تنها بعنوان ساز همراه کننده استفاده میشد و بخاطر حجم صدای کمش قطعات کوتاه برای آن ساخته میشد بنابراین خیلی طول کشید تا گیتار بعنوان یک ساز مهم بر روی صحنه بیاید که این کار احتیاج به نوازندگان خوبی داشت که سور و جولیانی خدمت بزرگی در این راه انجام دادند.

در کتابی که به بررسی زندگی باریوس نوشته شده گفته میشود که او با آندره سگوویا در آرژانتین ملاقات کرد اما سگویا به او هیچ کمکی نکرد تا به آمریکا برود و کنسرت بگزاردخیلی ها میگویند از روی حسادت بوده که این کتاب اینگونه دلیل محجور ماندن باریوس را بیان میکند .

باریوس هم بعد از مدتی که با فرم و لباس غربی بر روی صحنه حاضر میشد از فرهنگ غرب خود را جدا کرد و به پاراگوةه و آرژانتین رفت و مثل سرخپوست ها لباس پوشید و بنوعی به فرهنگ بومی خودش رجوع کرد و کشف بزرگ جان ویلیامز بود که این اهنگساز را با نوازندگان و دنیای گیتار کلاسیک آشنا کرد . و قطعات باریوس هم در سبک فولکوریک پاراگوئه هست و هم در سبک غربی مانند والسهایش در کل باریوس یکی از مهمترین آهنگسازان گیتار کلاسیک قلمداد میشود

نظرتان در مورد تنظیم قطعات سایر سازها برای گیتار چیست و یک تنظیم خوب چه ویژگی باید داشته باشد؟
اگر بخواهیم قطعه ای را تنظیم کنیم باید کاری کرد که جوری بنظر بیاید که این قطعه از ابتدا برای ساز گیتار نوشته شده باشد نه اینکه با سختی قطعه ای از ساز دیگر را تنظیم کنیم و نوازنده را دچار مشکل کنیم مانند قطعات شوپن که تنظیم آنها با توجه به تکنیک خاص انها بر روی پیانو و صدادهی مورد نظر کار بسیار سختی است که بر روی گیتار اجرا شود.

ونباید آنها را سخت کرد و باید جوری باشد که آسان بنظر بیاد .
خیلی از سوئیت های باخ را آنقدر باس و لگاتو اضافه کرده اند که واقعا نواختنش سخت شده گاهی اوقات وقتی خودم در دانشگاه بودم میدیدم که بسیاری از ویولونسلیست ها قطعات باخ را به راحتی اجرا میکردند و بدنبال آن نوازنده گیتار با مشقت و سختی قطعه را بر روی ساز خود اجرا میکرد که باعث تعجب نوازندگان دیگر میشد.

پس تنظیم مناسب توسط شخص آگاه و با دانش بالا از موسیقی الزامیست و بیشترین مشکلی که در اینجا هست شاید همین نداشتن قطعات با تنظیم درست هست و جالب اینکه حتی در قطعاتی که برای خود گیتار نوشته اند نیز مشکل وجود دارد و آن هم مشکل انگشت گذاری که یکی دیگر از موارد بسیار مهم در نواختن گیتار میباشد در حالیکه نواختن ملاک نیست بلکه تفکر بر خود قطعه و انگشت گذاری صحیح بسیار مهم است.

ادامه دارد


مصاحبه از : حامد فتحی

اختصاصي guitar4all


 

نوازندگي بدون گيتار !

شنبه 20 آبان 1385
نسخه چاپ - ارسال براي دوستان

دانشمندان استراليايي پيراهني را اختراع كرده اند كه به گيتاريست ها اين توانايي را مي دهد كه بدون در دست داشتن گيتار ، بنوازند.


اين پيراهن سنسورهاي حركتي دارد كه در بازوهاي آن جايگذاري شده اند و حركات نوازنده را به كامپيوتر منتقل و از آن جا تفسير مي كنند .
اين پيراهن هم براي نوازندگان چپ دست و هم براي نوازندگان راست دست مناسب است و حتي نوازندگاني كه مهارت هاي كامپيوتري يا موسيقايي برجسته اي ندارند نيز مي توانند از آن استفاده كنند .
يكي از مهندسان بنياد تحقيقات موسيقي درباره اين كشف گفت : اين تكنولوژي كاربرد سنتي لباس را از پوشش و مد فراتر برده و آن را وارد قلمرو هنر و سرگرمي كرده است .
لازم به ذكر است گروه تحقيقاتي مذكور با توسعه اين نرم افزار و با استفاده از تكنولوژي آن يك داريه نامرئي و همچنين سازي به نام گيرو نامرئي مي سازند ؛ در ضمن صداهاي توليد شده از اين نرم افزار دقيقا مشابه صداهاي اصلي MP3 است



تمرین گیتار، یک یا ده ساعت در روز؟

يكشنبه 09 مهر 1385
نسخه چاپ - ارسال براي دوستان

این سؤال یکی ازپرسشهائیست که هنرجو را به خود مشغول کرده و جواب دادن به آن از اهمیت خاصی برخوردار است!


قبل از هر گفتگوئی فرض را منطقاً بر این قرار میگذاریم، مسیری که هنرجو در آن در حرکت است کما بیش صحیح بوده وعمیقاً وی خواستار یادگیری و پیشرفتش در گیتار میباشد. در صورت ناصحیح بودن مسیر، طبیعتاً با افزایش یا کاهش ساعات تمرینهای خود نتایج مطلوب حاصل نخواهد شد.


خوشبختانه نمیشود این سؤال را با یک جواب پاسخ داد، چرا که در شروع یادگیریه این یا هرهنری، شرائط هنرجویان یکسان نبوده و هر کسی با یک سن و گذشته ای متفاوت با آن روبرو و آشنا میگردد.


به عنوان مثال کودکی که گیتار را در سن هفت سالگی آغاز کرده است، هیچگونه مسئولیتی در قبال زندگی اعم از پرداخت کرایه خانه، قبض تلفن، تهیه شام و نهار وغیره و غیره را نداشته، او در زمان حال زندگی کرده، سن پائین، کنجکاوی، هوش سرشار و شرائط حاضر به او اجازه میدهد که وی حداکثر استفاده را از وقت آزاد خود بکند و همین خاطر آسوده است که تمرکزش را افزایش و قدرت فراگیری او را بالا میبرد.


حال جوانیکه گیتار را در سن سی سالگی آغاز میکند بیشتر با زندگی درگیر بوده و کسی ناز و منتش را مانند آن پسر هفت ساله نمیکشد! وقت او بمراتب کمتر بوده، التهابات و مشکلات زندگی مانع تمرکزش شده و مابین هر نتی که مینوازد فکرش به صد جا میرود و میآید.


آیا تمرکز یک کودک فقیر ولی پر احساس و عاری از امکانات اولیه زندگی چه رسد به خرید و نواختن یک گیتار با جوانی که پشتوانه های خوبی در زندگی دارد یکسان است؟ آیا شخصی که والدینش موزیسین و شخصی دیگر که خود به تنهائی با موزیک آشنا شده است در یک سن و یک شرائط بصورت یکسان پیشرفت خواهند کرد؟


با توجه به چند نمونه ای که در بالا به عنوان مثال ذکر کردم و خود شما دوستان هم میتوانید صدها مورد دیگر را در این رابطه لمس و تجربه کنید، متوجه ناعادلانه بودن شرائط زندگی ما انسانها شده، ولی با پذیرفتن این واقعیات میتوان به جای یاس و نا امیدی یا غرور بیجا بالاخره به سؤال مد نظر پاسخ داد و با خیال راحت رابطه خوب و زیبائی با گیتار برقرار کرد.


برای شروع یادگیری میبایست در مرحله اول، در هر سن و هر مقطعی که در زندگیتان هستید دست از مقایسه خود با دیگران برداشته و انرژی و تمرکز خود را صد در صد روی خود خرج و سرمایه گذاری کنید. اینکه فلانی یا بهمانی شرائطش از شما بهتر یا بدتر بوده، گیتارش را پاکو امضاء کرده یا ماکو، از شما باهوشتر یا کند هوشتر، جوان یا پیرتر،انگشتانش درازتر یا کوتاهتر،... این مقایسه های رایج بین هنرجویان این سبک نه تنها به شما هیچ کمکی نمیکند بلکه تمرکزتان را به هنگام تمرین شدیداً کاهش میدهد.


در مرحله دوم میبایست نسبت به شرائطتان که شما بهتر از هر کس از آن آگاهی دارید، از تمرکز یاد شده، بیشترین استفاده را کرده و از بیهوده نواختن گیتار حدالمقدور خودداری کنید. بر فرض مثال اگر در روز فقط یک ساعت وقت دارید، اگر با تمرکز از آن یک ساعت استفاده و کار کنید، نتیجه آن در آینده بمراتب مطلوبتر از کسیست که ده ساعت به گیتار ور میرود و با آن به قول معروف بازی بازی میکند.او فکر میکند که در کارش جدی بوده است!!! ولی...


مسلماً کسی که ده ساعت وقت در روز دارد وبا تمرکز از آن استفاده میکند به شرط آنکه به استخوانها وعضلات انگشتانش آسیبی نرساند، بسرعت پیشرفت خواهد کرد! تصور نکنید که این ده ساعت کار بصورت یک ضرب و بی وقفه هست، ده ساعت در بیست و چهار ساعت. این کار به هیچ عنوان ساده نیست و صد در صد نیاز به شناخت یک برنامه صحیص روزانه که از طرف استادتان به شما داده شده است را دارد و به علت همین سختیست که تعداد نوازندگان سطح بالا انگشت شمار و نادرند.این افراد که ده یا چهارده ساعت خود را در روز فقط و فقط به گیتار اختصاص میدهند، یقیناً بسیاری از مشکلات اولیه زندگی را نداشته و بعد از فدا کردن چهارده ساعت وقت خود در روز، برای امرار معاش خود به سر کار نمیروند! میروند؟
پشتوانه آنها در کودکی خانواده و در بزرگی کنسرتها و دیگر فعالیتهای هنریشان میباشد.


خلاصه مطلب اینکه در درجه اول گیتار را بخاطر نفس علاقه ای که به آن دارید بنوازید، و مقیاس آن برای پیشرفت ساعاتی که با آن در تماس بوده اید نبوده، بلکه مسیر درست و تمرکزی که به هنگام تمرین از وقتی که در اختیار داشته اید، هر چند ناچیر از اهمیت بالائی برخوردار است!!!


اگر در سنی بالا گیتار را شروع کرده یا میکنید، سعی کنید از این هنر عمیق لذت برده و آن را به یک مشغله فکری تبدیل نکنید چرا که این جاده جادوئی انتها ندارد.


گیتار فلامنکو یک قسمتی از این دنیای زیباست، نه تمام آن!



منبع : سايت اختصاصي سپهر ارجمندي