مصاحبه با بابک امینی - February 10, 2005 11:53 PM
مصاحبه با بابک امينی: مردی برای شش سيم آقای امینی چرا گیتار و از چه وقت؟ آقای شاهرخ پرتوی اولین استادم بود، بعد دکتر سیمون آیوازیان. البته استادان دیگری هم داشتم ولی خیلی چیزها را در استودیو یاد گرفتم. هنگام ضبط و تمرین آهنگها. کار کردن در استودیو با آهنگسازها جزو مهمترین تجربههای من بوده و در راستای کارهای خودم خیلی کمک کرده. نوازندگی یک کار سخت روزانه است. هیچکس نمیتواند بگوید نوازندگی را میتواند فقط از راه تئوریک فرا گرفت. شما باید بدنتان را خوب بشناسید و یاد بگیرید چگونه با فیزیک بدنتان، با انگشتهایتان کار کنید. باید یاد بگیرید از ذهنتان فرمان بگیرید. تمام جسمتان باید در اخیار خودتان باشد، مانند حرف زدن. هنگامی که به خودت برگشتی میتوانی عضو دیگری را خلق کنی که آن عضو میتواند قطعهای باشد که مینوازی. صدایی که مستقیما از ذهنت تا قلبت، به واسطهی یک ساز شنیده میشود. این مسایل در هیچ کلاسی به شکل تئوری آموخته نمیشود. این حرف البته حرف مغرورانهای نیست. من چون خیلی خیالاتی بودم -یعنی قوهی تخیلم قوی بود- موقع تمرین به قدری جدی حس میگرفتم که احساس میکردم در حال اجرای برنامهام. الان هم همین جوری هستم. حتی موقعی که تنها تمرین میکنم. فکر میکنم وقتی شما این حس را داشته باشید دیگر تفاوتی ندارد که موفق باشید یا نباشید، در حال اجرای کنسرت باشید یا نباشید. لذت بردن شما از موسیقی کافیست. یکی سرگرمکنندگان و دیگری هنرمندان. که هنرمند واقعی معمولا کم پیش میآید از نظر مالی وضع خوبی داشته باشد. اصلا به وجود آمدن موسیقی تفریحی یا سرگرمکننده در صنعت موسیقی، برای درآوردن پول بیشتر بود. میشود گفت که در گذشته این چنین نبوده. به طور مثال بتهوون و موتزارت از طرف حکام و پادشاهان حمایت میشدند، یا حتی شاعران کلاسیک ما. این هنرمندان نیازی به اجرای شو برای پول درآوردن نداشتند. ولی امروز هیچ پادشاهی هنرمندان را حمایت نمیکند و شما میبینید که بیشتر ارکسترهای دنیا در حال ورشکست شدن هستند. بابک امينی - فرامرز اصلانی حتی گوش دادن به موسیقی عمیق نیاز به تعلیم و تمرین دارد. برای مثال اگر شما بخواهید جاز گوش بدهید باید پلهپله از کانتری و پاپ شروع کنید و بعد انواع مختلف راک و کمکم بلوز و در نهایت جاز. اینها ذهن و گوش شما را آماده میکنند، برای آن فواصلی که در نهایت میخواهید گوش کنید. موسیقی کلاسیک هم همینطور است. شما برای اولین قدم نمیتوانید بزرگترین اثر بزرگترین آهنگساز کلاسیک را گوش دهید. نمیشود گفت که عامهی مردم ما به این صورت تعلیم ندیدهاند. نمیشود گفت که گناهکارند. ولی تاجران و کاسبان موسیقی بیشترین بهره را از این ضعف و نادانی مردم میبرند. با تولید همان موسیقیهای تفریحی، که من بهشان میگویم: «هنربند»: تولیدکنندگان موزیک که آویزان هنرمندها هستند. ولی برای آن برنامه میخواستم یک کار متفاوت بکنم. ترکیب بدی هم نبود. ترکیب تار و تبلای هندی، فرنچ هرن و کنتر باس و گیتار فلامنکو. میشود گفت تا به حال چنین ترکیبی هیچ کجا استفاده نشده بود.
بابک امینی: من متولد سال ۱۳۴۹ هستم و از ده سالگی نواختن گیتار را شروع کردم. خیلی پیانو دوست داشتم اما چون نداشتیم به گیتار علاقهمند شدم. یکی از آشنایانمان یک گیتار به من داد و من هم شروع کردم به کلاس رفتن.

س. س.: یعنی نوازندگی را بیشتر تجربی یاد گرفتید یا با درس گرفتن و کلاس؟
ب. ا.: به نظر من نوازندگی از راه کلاس رفتن به هیچ وجه امکانپذیر نیست.
س. س.: یعنی نوازندگی برای هر کس یک تجربهی شخصی است؟
ب. ا.: دقیقا. نوازنده باید بفهمد چگونه میتواند با خودش ارتباط برقرار کند. نوازندگی مانند ریاضت هدفش بازگشت به خویشتن است. بازگشت از محیط اطراف و آنچه پیرامون شماست به خودت.

س. س.: هیچ به خاطر دارید اولین باری که تصمیم گرفتید به درجات بالا در عرصهی موسیقی برسید، چه هنگامی بود؟
ب. ا.: من هیچوقت فکر نمیکردم که میخواهم بهترین باشم. همیشه احساس میکردم هستم.
س. س.: پس این اعتماد به نفس موقع ساز زدن در شما تشدید میشود؟
ب. ا.: اگر حالت طبیعی خودم را حفظ کنم و رابطهی مستقیم با آن چیزی که دارم میزنم برقرار کنم، برایم هیچ فرقی نمیکند. یعنی موقع تمرین در خانه همان انرژی را میگذارم که موقع اجرای برنامه. البته بعضی وقتها روی سن بهتر است.
س. س.: آقای امینی اینجا میخواهم نظرتان را یا بهتر است بگویم دیدگاهتان را در مورد موسیقی بدانم. موسیقی در عصر ما و تغییر شکلش از هنر ناب به شکلی از تفریح و سرگرمی.
ب. ا.: مشکل اینجاست که اکثر کسانی که کار موزیک میکنند خودشان را هنرمند معرفی میکنند. در حالی که ما در عالم موزیک دو گروه عمده داریم:

س. س.: آقای امینی اگر قدیم موسیقی برای یادآوری دردی، مسالهای یا نکتهای استفاده میشد (به خصوص اگر با کلام همراه بود) به نظر من امروز برای فراموشی استفاده میشود. آیا قرار نیست موسیقی محبوب این زمانه ما را یاد چیزی بیندازد یا احساسی را در ما زنده کند؟
ب. ا.: ببنید هر نوع موسیقی برای قشر خاصی از مردم تولید میشود. عوام معمولا قدرت شنیدن موسیقی پیچیده و عمیق را ندارند. مثل این که با کودکی راجع به دیفرانسیل و انتگرال صحبت کنید.
س. س.: آقای امینی یک توضیحی هم در مورد کنسرت همبستگی که بعد از زلزلهی بم برگزار شد، بدهید. بیشتر نظرم معطوف به قطعاتی است که اجرا کردید.
ب. ا.: من میخواستم یک کار خوب ارائه بدهم. کاری که برایش زحمت کشیده شده. نمیدانم چقدر خوب بود. شاید اصلا در هیچ آلبومی هم از این آهنگها با این ترکیب ضبط نکنم.


س. س.: جزو بهترین ترکیبهایی بوده که من تا به حال شنیده بودم. تلفیق ساز شرقی با سازهای غربی. میخواهم بدانم چه شد که به این فکر افتادید؟
ب. ا.: خیلیها در ایران این کارها را کردهاند و به نحو خیلی خوبی هم. من هم خیلی وقت است به این ترکیب فکر میکنم.
ولی تنها تفاوت این داستان این بود که من به خاطر موسیقی ایرانی خودم را تغییر ندادم. سعی کردم موسیقی ایرانی را در قالب موسیقی شخصی خودم استفاده کنم.
س. س.: آقای امینی کمی دربارهی برنامههایی که در پیش دارید صحبت کنید.
ب. ا.: من اصولا آدم منظمی نیستم و خیلی عشقی زندگی میکنم. خود این عشق به من حکم میکند که چه برنامهای باید داشته باشم .
س. س.: خوب توی همین عشق هیچ آلبومی یا کنسرتی نیست؟
ب. ا.: چرا. همین آهنگهای کوچک که در حال ساخته شدن هستند، باید بگویند کی تمام میشوند و کی موقع ضبطشان فرا میرسد. فکر میکنم این سری از آهنگهایم از نظر سبک و حالت خیلی شکل گرفتهاند و نسبت به آهنگهای گذشتهام فرم متحدتری دارند. شاید رابطهی خودم با حس موسیقاییم نزدیکتر شده است.

س. س.: اگر کاری بشود آیا قطعا موسیقی بدون کلام خواهد بود؟
ب. ا.: من یک آلبوم خواهم داشت که با کلام خواهد بود. چند تا از کارهایش هم حاضر شده است. شاید هم با همین قطعات بدون کلام در یک آلبوم ترکیب شوند.
س. س.: آقای امینی در آخر آیا پیشنهادی برای نوازندگان جوانتر و علاقهمند به موسیقی دارید؟
ب. ا.: ناامید نشوید. با ساز زدن زندگی کنید. از لحظاتی که با ساز زدن برای خود میسازید لذت ببرید. حتی اگر از نواختن یک نت گریهتان میگیرد بگریید، اگر خندهتان میگیرد بخندید. سعی کنید ارتباطتان را با کوچکترین نتهایی که میسازید، نزدیک و نزدیکتر کنید. لحظهای پیش میآید که میبینید موسیقی جزوی از خودتان شده و در آن لحظه همه چیز را دارید. برای رسیدن به آن لحظه نیاز به تکنیک و علم خاصی ندارید. نخست باید به سازتان نزدیک شوید.
