دنياي گيتار

توانايي هاي گيتار

سلام .......
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور 1387ساعت 15:22  توسط مهدي_T  | 

نگاهی به روند فعالیت های پاکو د لوسیا - 1

نگاهی به روند فعالیت های پاکو د لوسیا - 1

ترجمه و تدوین :مصطفی هدایتی - همکار بخش فلامنکو
اختصاصی Guitar4all

پدر ( آنتونیو سانچز ) ، برادر بزرگتر ( رامون ) و نینو ریکاردو افرادی بودند که بیشترین تاثیر را د نوازندگی پاکو داشتند.
اولین اجرای پاکو ، در رادیو Algeciras در سال 1958 بود زمانی که تنها 11 سال داشت . در سال 1959 جایزه ویژه مسابقه فلامنکو خرز را از آن خود کرد و در چهارده سالگی کار با گروه خوزه گرکو را آغاز کرد که این همکاری سه فصل بطول انجامید. در این دوره در توری به آمریکا با سابیکاس ملاقات کرد شخصی که فلامنکو در آمریکا مترادف با نام او است.

پاکو می گوید ” زمانی که او را دیدم بچه بودم ” و به خاطر می آورد ” او اجرای مرا شنید و بطور جدی به من گفت که باید تقلید را
کنار بگذارم ، فکر می کنم او از من عصبانی بود چون در آن زمان دو مدرسه بزرگ گیتار فلامنکو وجود داشت ، نینو ریکاردو در اسپانیا و سابیکاس در آمریکا ! و من برای او قطعاتی در سبک نینو ریکاردو اجرا کردم و مطمعنم از اینکه موسیقی او را اجرا نکرده بودم دیوانه شده بود – اما این موضوع مفید واقع شد و مرا شوکه کرد ، این انگیزه ای شد تا من به دنبال سبک شخصی خودم بروم چیزی متعلق به خودم ”

پاکو به دنبال نصیحت سابیکاس رفت و اولین آلبوم خو را با نام Los Chiquitos de Algeciras ( بچه های Algeciras ) به همراه برادرش په په در سال 1961 در سن 14 سالگی ضبط کرد. اما در سال 1967 با انتشار آلبوم la fabulosa Guitarra پاکو گیتار خود را متمایز از اساتیدی چون نینو ریکاردو و ماریو اسکودرو به نمایش گذاشت و دو سال بعد با آلبوم Fantasia Flamenca سبک شخصی خود را تعریف کرد. تکنیک عالی در آثاری باساختار مناسب فلامنکو را چه در تم و چه در واریاسیون از حالت سنتی خارج کرد.

در سال 1970 پاکو اجرای در Carnegie Hall به نمایش گذاشت.در سال 1968 او کامارون را ملاقات کرد که یکی از پیشروان آواز فلامنکو است- این آشنایی در دو بعد شخصی و حرفه ای ادامه یافت و حاصل آن ضبط بیش از 10 آلبوم بود که Potro de Rabia y Miel در سال 1991 آخرین کار او با کامارون بود ( کامارون در سال 1992 در گذشت ).

Your browser may not support display of this image.

سبک نوازندگی پاکو در آلبوم های El duende Flamenca ( 1972 ) ، Fuente y Caudal ( 1973) و Almoraima ( 1976 ) آشکارتر شد و این سیر به ضبط آلبومی از manuel de Falla ( 1978 ) منتهی شد که ستایشی از آهنگ سازی کلاسیک بود که فلامنکو را تحسین می کرد.

کارهای گروهی مشهور پاکو همکاری با افرادی چون : Larry Coryell ( گیتاریست ) ، Chick Corea ( پیانیست ) ، John McLughlin و Al Di Meola ( هر دو گیتاریست ) بود که حاصل این همکاری ها آثاری چون Castro marin (1979) ، Passion Grace and Fire (1982) و Friday Night in san Fransisco (1981) بود. در سال 1996 پاکو ، مکلافلین و مئولا برای تریویی دیگر گرد هم آمدند. در کارنامه پاکو ضبط های برای فیلم نیز دیده می شود از آن جمله : Borau’s la Sabina و Ballet Los Taranto برای فیلم Carmen اثر سائورا و حضور در قطعه Have You Ever Really Love a Women برای فیلم Don Juan de Marco اثر Brayan Adams (1995) .

در همین حال پاکو نگاهی به فلامنکوی خالص نیز داشت و نهایت آن را در اثر تماشایی Sirco ( 1987) می یابیم. ” در سنت فلامنکو مانند ارتودکس است و من در ابتدا آن را جدی نگرفتم ” و می گوید ” در بعضی مواقع افکار من بی حرمتی به آن تلقی می شد ولی حال خودم را یک ‘ استاد ‘ می بینم گاهی فکر میکنم که من فقط حماقت های انجام دادم و از این مسخرگی من بخش زیادی از فلامنکوی امروز حاصل شد ”

پاکو در واقع مطلبی را به لفظ قلم نویسانی اشاره می کند که گمان می کردند او ریشه خود را از دست داده ویا حتی بدتر ، به هستی فلامنکو خیانت کرده است.

” من هرگز ریشه خود را در موسیقی از دست ندادم چون در آن صورت خودم را از دست می دادم “

زمانی او گفته بود :

” تمامی کاری که من سعی دارم انجام دهم آن است که یک دستم را در سنت نگه دارم و با دست دیگر درجایی دیگر به جستجوی چیزی نو برای افزودن به فلامنکو بپردازم ”

البومهای منتشر شده از وی:

1965 - Dos Guitarras Flamencas
1965 - 12 Canciones de Garcia Lorka
1967 - Dos Guitarras Flamencas in America Latina
1967 - La Fabulosa Guitarra de Paco de Lucia
1969 - Hispanoamerica
1969 - Fantasia Flamenca de Paco de lucia
1971 - Recital de Guitarra
1972 - El Duende Flamenca
1973 - Fuente y Caudal
1975 - Paco de Lucia en Vivo Desde la Teatro Real
1976 - Almoraima
1978 - Paco de Lucia Interpreta a Manuel de Falla
1981 - Castro marin
1981 - Friday Night in san Fransisco
1981 - Solo Quiero Caminar
1983 - Passion Grace and Fire
1984 - Live One Summer Night
1987 - Sirco
1990 - Zyryab
1991 - Concierto de Aranjuez
1993 - Live in America
1996 - GuitarTrio
1998 - Luzia
2004 - Cositas Buenas

مطالب مرتبط:
Entre Dos Aguas

اجرای “پاکودلوسیا” دربرکلی
آلبوم زریاب از پاکو دلوسیا
پاكو د لوسيا و ال دى ميولا در فستيوال موسيقی در لوركوزن
Paco de Luca y Manolo Sanlcar - Sevillana
فرانسيسكو سانچز گومز معروف به پاکو دلوسیا
کلیپ تصويری از پاکو دلوسیا



+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 14:26  توسط مهدي_T  | 

Nicola Hall

Nicola Hall

در دنیای نوازندگی گیتار کلاسیک کمتر نوازنده زن را میتوان یافت که هم سطح و چه بسا فراتر از نوازندگان گیتار مرد توانسته است خود را مطرح کند . در طی این سالها میشود از انا ویدویک نام برد که تواناییش در نوازندگی خیره کننده است. اما نیکولا هال نوازنده ای که در زمان خودش شاید یکی از تکنیکال ترین نوازندگان گیتار کلاسیک بود و چه بسا بد شانسی وی بود که در دوره ای مینواخت که دنیای گیتار تحت سلطه دو اسطوره جاودان گیتار کلاسیک یعنی جان ویلیامز و جولیان بریم بود .

نیکولا هال در سال 1969 در انگلستان متولد شد.

در سن 25 سالگی توانست موقعیت خود را بعنوان موزیسینی نابغه و نوازنده ای متبحر تثبیت نماید. وی تحصیلات موسیقی خود را ابتدا در Chethams School of Musicو سپسRoyal Northern College of گذراند.

نفر اول مسابقات بین المللی گیتار در لهستان در سال 1986
نفر اول مسابقات بین المللی گیتار در تورنتو کانادا در سال 1987
دریافت مدال طلا در سال 1989 در مسابقات Royal Overseas Leagueوی اولین گیتاریست جهان در تاریخ این مسابقات بود که توانست این جایزه را از ان خود نماید.

گوش کنید : قطعه La vida breve از مانوئل دفایا با اجرای نیکولا هال

یکی از فعال ترین نوازندگان در انگلیس . شرکت در فستیوال های Newbury و Malvern فستیوال Lufthansa Festival of Baroque Musicو در تالار در لندن .
وی در نقاط مختلف جهان نیز اجرای متعددی داشته است که میتوان به کنسرت سال 1990 در هلند و اجرا در تلویزیون هلند و همچنین اجرا در Segovia Societyمادرید اسپانیا و کانادا - ایتالیا - المان اشاره کرد.

وی یکی از فعالین گیتار در عرصه افزایش رپرتوار گیتار کلاسیک نیز میباشد و تنظیمات وی که بسیار ماهرانه میباشد یکی از ارکان اصلی کنسرتهای وی را تشکیل میدهد.
در رپرتوار وی میتوان آثاری از آهنگسازان معاصر نیز یافت اهنگسازانی که وی با انها همکاری نموده است مانند:
Britten, Tippett
و بالاخص Stephen Dodgsonکه قطعاتی را برای وی نوشته و به نیکولا هال تقدیم نموده است.

مطالب مرتبط:

آنا ویدویک نوازنده برجسته گیتار کلاسیک
کلیپ تصویری از آنا ویدویک
شارون ایزبین
کلیپ تصويری:شارون ايزبين
ليونا بويد


اختصاصي guitar4all



+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 14:22  توسط مهدي_T  | 

ناخن های یک نوازنده گیتار - 1

ناخن های یک نوازنده گیتار - 1


اختصاصي  guitar4all
 

در این مبحث نگاهی به انواع ناخن ها - فرمهای رایج و شیوه سوهان زدن میپردازیم. شاید برای بسیاری از نوازندگان گیتار در سطوح مختلف همیشه شیوه سوهان زدن و فرم دهی به آن یک مساله بوده و یا اصلا به آن اهمیتی نداده! و نکته قابل تامل تجربیاتیست که هر نوازنده ای خود بدست می آورد . اما بدون هیچ شکی یکی از مهمترین دلایل نداشتن صدای خوب در میان نوازندگان گیتار کلاسیک ایران عدم توجه به ناخن ها و
انوع صداییست که میتوان از ناخن گرفت.

شاید کمی عجیب باشد که رعایت این نکته آیا تا به این حد اهمیت دارد ؟
ذکر این نکته از مستر کلاسهای فلورین کنیل کافیست که وی در مقابل سوالی که مشکل نوازندگان گیتار کلاسیکی که در کلاس شما حضور داشتند چه بود و وی در پاسخ گفت:

شاید عموما ،البته مشکل است بگوییم عموما چون هر هنر جو فرق میکند اما اگر بخواهم مشکل کلی و عمومی را بگویم آن مشکل صدا دهی میباشد

صدا؟

بله.آگاهی نداشتن از تنوع ، گوناگونی و تفاوت صدا دهی

, یکی از شیوه های استفاده از تنوع صدا جدا از حرکات دست راست ( پونتیچلو - تاستو و عادی ) استفاده از زوایای مختلف ناخن در بدست آوردن صدای مورد نظر است.

این نکته برای یک نوازنده گیتار کلاسیک بسیار مهم میباشد.

کیفیت صدا و رنگ امیزی توسط دست راست بوجود می آید و نکاتی وجود دارد که در رنگ و جنس صدای برخواسته از شما موثر است:
1=طول و شکل ناخن
2= انتخاب ضربات آپویاندو ویا تیراندو
3= استیل دست راست و زاویه تماس انگشتان با سیمها
4=میزان فشار بر روی سیمها
5=اماده ساختن انگشت بر روی سیم و سپس رها سازی

1= انواع ناخن

در کتاب آموزشی از اسکات تنانت میتوانیم انواع فرمهای ناخن را ببینیم. اما در این مثالها اشاره ای کوتاه تنها به چند نوع شکل و فرم ناخن شده که شاید جوابگوی همگان نباشد .
اما در کل ناخنها را به چهار شکل اساسی تقسیم کرده است:

A= کمانی

B= صاف و تخت

C= خمیده به پایین

D= خمیده به بالا

شکل شماره 1 :
برای دیدن تصویر بزرگتر کلیک کنید

هر کدام از این فرمها شیوه خاص سوهان زدن خود را دارند که در ادامه توضیح میدهیم.

2= طول ناخن ها

در کتاب اسکات تنانت میخوانیم:
برای به اندازه مطلوب در آوردن ناخن ها انگشت خود را افقی بگیرید و سپس سوهان را بصورت قائم بر روی آن قرار دهید اگر ناخن و سر انگشت همزمان با سوهان تماس پیدا کنند طول ناخن مناسب است اگر برای تماس همزمان مجبور شوید انگشت را به سمت جلو یا عقب کج کنید ناخن با خیلی بلند یا خیلی کوتاه است .

دانلود کنید - کلیپ تصویری از اسکات تنانت در این زمینه

شکل شماره 2 :

اما نکاتی در این مورد وجود دارد :
این کتاب مسلما برای هنرجویان گیتار کلاسیک مدون شده است اما باید بدانیم که در زمینه اموزش گیتار کلاسک در جهان متدهای مختلفی وجود دارد بعنوان مثال برخی از اساتید در نقاط مختلف دنیا مخالف با اجرای تکنیک آپویاندو میباشند و برخی موافق هر دو !
استیل دست راست نیز بسیار متفاوت است نوازندگانی که علاقه به تیراندو نوازی دارند ضربات آپویاندو و تیراندو انها کاملا صدایشان یکی است .
این تکنیک یکی از سخت ترین تکنیک های گیتار میباشد که شما سعی نمایید جنس صدای تیراندو نوازیتان را بسیار شبیه آپویاندو نمایید و خود نیازمند یک سری تمرینات خاص میباشد که در این مبحث نمیگنجد. ایجاد رنگ صدای مورد نظرتنها از طریق آپویاندو و یا تیراندو زدن نمیباشد بلکه با فرمی خاص از سوهان زدن شما میتوانید صداهای متفاوتی را تولید نمایید.

برخی از نوازندگان برجسته گیتار کلاسیک مانند شارون ایزبین از تکنیکی تیراندو نوازی بسیار استفاده میکند .
و یا شاید توجه کرده باشید برخی از نوازندگان ناخنهایی بسیار بلند دارند و بلندی ناخن ربطی بر تکنیک آنها ندارد نمونه بارز آن یاماشیتا که یکی از تکنیکال ترین نوازندگان گیتار کلاسیک میباشد و یا دیوید راسل که سبک خاص خود را دارا میباشد.

بطور کل میتوان این تفکر را در دو نکته خلاصه کرد :
1=استفاده از گوشت و ناخن در هنگام نواختن
2= استفاده از ناخن در نواختن
البته حالت سومی هم وجود دارد اما بسیار محدود و انهم نوازندگی بدون ناخن میباشد که شاید در نظر غیر ممکن باشد اما وجود دارد .

مورد اول یعنی استفاده از گوشت و ناخن محبوبترین نوع از ضربه زدن میباشد پس در برای اجرا باید ناخنهایی با طول مناسب داشته باشید ناخنهای بلند مانع ازسهولت در اجرا میشود.از جمله طرفداران این سبک میتوان به پدر گیتار کلاسیک آندره سگوویا اشاره کرد که هرچند وی در دوران نوازندگیش چندین بار استیل دست خود را عوض کرده بود اما وی نوازندگی با گوشت و ناخن را موجب پدیدار شدن صدایی دلنشین از گیتار میدانست.

اما در مورد دوم و استفاده از ناخن به تنهایی شما میتوانید ناخنهایتان را اندکی بلنتر نموده جنس صدای متفاوت از نوع اول را دارا میباشد که شاید مورد دلخواه شما نباشد بعنوان مثال یاماشیتا

دست راست یاماشیتا

اما کدامیک را باید انتخاب کرد :
مهمترین نکته اینست که اگر شما هنرجوی گیتار کلاسیک هستید و میتدی بهیچ عنوان از فرم شماره دوم استفاده نکنید ! یکی از مشکلات شایع در ابتدای یادگیری در میان هنرجویان نداشتن تفکر در زمینه شکل دهی و طول ناخن میباشد بشخه توصیه میکنم تا در ابتدا هنرجویان ناخنهایشان را بسیار کوتاه نمایند دلیل این کار :
یادگیری این نکته که برای ضربه زدن باید از مفصل اول انگشتان کمک گرفت ( این نکته در مقالات گذشته بررسی شد میتوانید مطالعه نمایید) اما با داشتن ناخنهایی بلند هنرجو همیشه به اشتباه سعی میکند تا با ناخن ضربه بزند و اکثر سیم را میکشد نه اینکه سیم را بنوازد و این کار استیل دست راست وی را برهم میزند. بالاخص در نواختن ضربات شست که بجای استفاده از گوشت دست از ناخن استفاده میکنند که صدای خوبی نیز تولید نمیکند . که شاید عدم تطابق فیزیکی پوست با سیمها و نازک بودن پوست دست موجب اذیت شدن وی در هنگام نواختن شود که سعی مینماید این اتفاق را با استفاده از ناخن جبران کند!
پس برای جلوگیری از اینکار بهتر است ناخن ها را کوتاه نمایید!
وسعی کند تا با گوشت دست و ناخن ضربات را بصدا در آورد که یاد دادن این نکته بر عهده هر استاد خوب گیتار میباشد.

اما اگر شما سالهاست که نوازندگی میکند و استیل مناسب خود را یافته اید میتوانید به سراغ فرمهای مختلف نیز بروید بالاخص استفاده تنها از ناخن برای نواختن .

میتوانید به استیل دست راست و ناخنهای و استفاده از تکنیک تیراندو و یا آپویاندو نوازی در میان نوازندگان برجسته گیتار توجه کنید.
بعنوان مثال اجرای قطعه قویون بابا از لی جی و استیل دست راست وی بسیار جالب میباشد.

ویا کلیپ تصویری از شارون ایزبین - دیوید راسل - باروئکو و غیره توجه کنید .

برخی اوقات دیدن اجراهای مختلف از نوازندگان برجسته نوازندگی خود کلاس آموزشی جالب و بوجود آمدن سوالات بسیاری در زمینه تکنیک و غیره میباشد. اما بهیچ عنوان سعی نکنید تا از کسی تقلید نمایید .
در ابتدا باید استاندارد و شیوه مطلوب هر چیزی مورد توجه قرار بگیرید چه در استیل و چه در سایر تکنیکها
پس به جواب سوال اولمان در ابتدای این مقاله رسیدیم :
اسکات تنانت و کتابش Pumping Nylon مخاطبش هنرجوی گیتار کلاسیک میباشد وی در انجا شیوه و روش معمول ومرسوم شکل و فرم و سوهان زدن را توضیح میدهد که شما بایستی از آن پیروی نمایید.

برای دیدن این کلیپ ها به این قسمت مراجعه نمایید:
http://www.guitar4all.com/?cat=16
http://www.guitar4all.com/?cat=16&paged=2
http://www.guitar4all.com/?cat=16&paged=3
http://www.guitar4all.com/?cat=16&paged=4
http://www.guitar4all.com/?cat=16&paged=5

در مطلب بعدی بسراغ دیگر نکات در زمینه ناخن یک نوازنده گیتار کلاسیک و همچنین فلامنکو خواهیم رفت.

در انتها شاید جاب باشد تا فرم ناخن های یکی از برترین نوازندگان حال گیتار کلاسیک را ببینید . این اجراهای زیبا و طنین و صدای خاصی که نوازندگی دیوید راسل دارد شاید یکی از دلایلش شیوه و فرم خاص نان هایش میباشد .

برای دیدن تصویر بزرگتر کلیک کنید

برای دیدن تصویر بزرگتر کلیک کنید

ادامه دارد.

مطالب مرتبط:

برای دیدن سایر مقالات اموزشی به قسمت زیر مراجعه نمایید:

http://www.guitar4all.com/?cat=23
ناخنها درباره سلامت بدن چه میگویند
معرفی محلولهای Mavala برای رفع مشکلات ناخنها
کتابهای آموزشی و دانلود کتاب Pumping Nylon
آموزش گیتار کلاسیک - سی دی تصویری کتاب Pumping Nylon از اسکات تنانت در فروشگاه سایت



+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 14:18  توسط مهدي_T  | 

کلید قلعه جادویی فلامنکو( قسمت اول )

کلید قلعه جادویی فلامنکو( قسمت اول )

 

منشاء  آواز  فلامنکو  به طور  دقیق مشخص  نیست . بطوری که در مورد این مطلب اثناد و مدارك زيادي در دسترس نيست

اما به  نظر می رسد  این نوع  موسیقی  ابتد ا در قرن هجدهم و در اندلس ظاهر شد .  (سه ناحیه مشخص  یعنی  Jerez ( خرز ) ، cadiz ( کادیز) و sevilla سویا) به طوري كه در نابسامانی و فقر متولد شد و توسعه یافت.

اولین  آوازی  که به طور صحیح می تواند فلامنکو  نامیده  شود به نام tona    ( تونا ) است  که سبکش  برگرفته  از آوازهای مردمی  مي باشد این   آواز حتی هم  اکنون  نه  تنها در  اندلس  بلکه در  دیگر نواحی  اسپانیا   موجود است   .   کلمه ای  که مخفف tanada ( tune ) است و  برای مشخص کردن هر آوازی  در نواحی  کشور استفاده می شد

بدون شک   فلامنکو ي  اولیه یک فرم  ساده ای برای  روشن کردن و حتی متمایز کردن  اتحادیه ها  و   ریشه های  فامیلی بود و در پاتوق های شبانگاهی  مملو از  مسافران  اندلسی  که  عمدتا  قاچا قچیان ، روسپی ها  ، فروشندگان دوره گرد و مغازه داران  بودند اجرا می شد   .  هنگامیکه  آنها بعد از کا ر روزانه و برای استراحت  همدیگر را  ملاقات  می کردند . البته در یک ترکیب عجیب و غریب !!

بعد ها  به  دلیل موفقیتی  که  اولین خواننده ها در  اجرای همین مجامع  داشتند ، کم کم باعث  حرفه ای شدن خودشان و موسیقی شان شد  .   این  پیشرفت  چشمگیر  باعث شد تا  صاحبان مسافر خانه ها  و مالکین  خانه ها  و کافه ها  برای گرمی  بازار  خود به فکر  استخدام  این افراد یعنی خواننده ها که از اقشار   فقیر جامعه  بودند بیفتند   .  در  طول  این دوره خوانندگان  برای  همراهی  آوازشان گیتار می آوردند ،  تا آنجا  که  آواز  فلامنکو  به يك   فرم  حرفه ای  از  موسیقی  و  آواز  تبدیل شد  البته فرمی جذاب  ، تماشایی و  مردم  پسند  در  خلال دوره  رمانتیک ( بعد از سال 1825 )   اسپانیا    میزبان مسافرانی  از کشورهای   ایتالیا  فرانسه  و انگلیس بود . این مسافران همگی د ر جستجوی یک فضای  زیبا  و  در عین حال قدیمی و فلکولوریک آن بودند در این ميان موسیقی فلامنکو بود که خود نمایی می کرد .

بارها دسته های  فلامنکو در شهرهای مهم  اندلس سازماند هی مي شد  ، حتی   توریست ها یی  که  به   اندلس سفر مي کردند  این  مطلب  را در  سفر نامه هایشان  با  ذکر  نام آورده اند . فلامنکو  د ر آن   زمان   بیش از  پیش  در  مجالس خصوصی  حضور  پیدا  می کرد ، در  جشنها ،  مناسبت ها و موقعیت هایی مثل  نمایشگاه ها که معامله  کنندگان  آن بعد از یک تجارت خوب ، با جیب های پر پول برای  دیدن و  شنیدن این  موسیقی می آمدند جای  خود  را  باز   می کرد . مردم  هنوز اسامی مربوط به  این  دوره ها را  به   صورت  سینه  به سینه بیان  می کنند  از جمله tioluis el  la Juliana ( واژه tio د راینجا معنی دایی  یا عمو  نمی دهد و یک واژه روستایی و در عین حال  محترمانه  بود Juliana هم میتواند مادرش باشد یا همسرش ) از خوانندگان مشهور بعدی میتوان به tioluis el cautivo ( به معنی زندانی )،juanmacarron  Vicente و غیره اشاره  کرد .  شخصی  به  نام  chronicles    در آن  زمان  از اسامی  دیگری هم  یاد کرده   همانند  :el  planeta  ، el filio  ،  el  jerezano  ، marinade  lasnivees ، la  perla   و juande dios  ..   با    پیدایش   این  جنبش   آوا زهای  مردم ساکن  اندلس  به   سمت   فلامنکو   سوق  داده  شد  مثل بعضی ازدستگاه ها  همانند: granadinas ، malagunea ، fandangos ،rondena  Serrana ، tangos  و mirabaras .

به موازات این تحولات، حرکت تازه دیگری متولد شد و آن فستیوال های gipsy در گرانادا بود كه برای خارجی هایی که به این جشن می آمدند طراحی  شده  بود  در  اواسط  قرن  نوزدهم  هنگامی که کافه های  موسیقی در سراسر   اروپا رواج پیدا می کرد  ،   اندلس  هم از این  حیث مستثنی نبود                                                     

 در آنجا به  آوازهای  مردمی و  رقصیدن توجه بیشتری می شد   چرا که آوازها   و  رقصها   وجهه  خارجی به  خود گرفته بود و کم کم  در  کافه  ها و  قهوه  خانه  ها رواج پیدا  می کرد  .  در ابتدا رقصیدن  نسبت  به آواز  خواندن متداول  تر بود ولی در طول  دهه 70   آواز  مهمتر از رقصیدن  شد 

اولین  کافه  موسیقی  ( café cantane )  در los lombarados  شهر  سویا در سال  1847   گشايش يافت  فلامنکو یک  قست  اعظم  از  این  نمایش  بود که در ردیف  کمدی  ها  و  تئاترها  یا  zarzuela (اپراها به سبک اسپانیایی )  جای  داشت  تعداد این   کافه ها بالغ  بر سیصد عدد بود و به سختی استانی  پیدا میشد که این نوع کافه ها در آن وجود  نداشته باشد  . البته بیشتر  این کافه  ها در  شهر مادرید ، جائیکه   اکثریت   آدم  ها ، بارسلونی کادیزی ، خرزی ، سویایی و  مالاگایی بودند وجود داشت .

30 سال  آخر قرن  نوزدهم  به عنوان دوره طلایی  فلامنکو نامیده می شود .  چرا  که  به قدری  این  موسیقی در سراسر اسپانیا گسترش پیدا کرد که حتی تالارهای اجرا موسیقی هم برای اجرا و  نمایش فلامنکو به این کافه ها پیوستند

 

                                                پایان قسمت اول .............ادامه دارد

      

اختصاصي             flamenconews.ir



+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 1:6  توسط مهدي_T  | 

Gitano اطلاعاتي در رابطه با كولي ها

Gitano  اطلاعاتي در رابطه با كولي ها

 

 

کولی های اسپانیا رابطه تنگاتنگی با موسیقی فلامنکو دارند و با این هنر موزیکال آندلسی همکاری فراوانی داشته اند . طبق گفته Blas Infante  در کتاب Origenes de lo Flamenco y secreto del Cante Jondo ریشه کلمه فلامنکو بر گرفته از عبارتی عربی آندلسی با عنوان Fellah mengu به معنی کشاورزان بدون زمین می باشد .

البته اصطلاح فلامنکو در اوایل قرن نوزدهم به عنوان اصطلاحی رایج برای توصیف افراد متکبر یا مغرور و کمی بعد برای توصیف کولی ها و سپس به مفهوم ترانه ورقصهای آنها مورد استفاده قرار گرفت .

با سکنی گزیدن کولی ها در آندلس مسلمانان آندلسی که به دلیل اعتقادات خاص مذهبی تصمیم به ماندن در آندلس را گرفته بودند با تازه واردان جیپسی رابطه برقرار کردند و این رابطه باعث شد آنان با یکدیگر  پیوند بخورند ، این پیوند روز به روز عمیق و عمیق تر می شد .

در همین هنگام شاهان Castilian آندلس را تصرف کردند ، زمینهای زیادی غصب شدند و به فرماندهان و سربازانی که شاهان Castilian را در اقدام علیه آندلس کمک کرده بودند تقدیم شدند .   بعدها زمانی که پادشاهان اسپانی تصمیم به اخراج یا تغیر مذهب مورهای آندلسی را صادر کردند بسیاری از آنان به کولی ها پناه بردند و به منظور فرار از اذیت و آزار یا اخراج ، خود را به Fellah mengu تبدیل کردند .

در سال 1492 کولی های زیادی در لیست افرادی قرار گرفتند که یا بایستی پذیرفته می شدند و یا اینکه اخراج می شدند ، زندگی روزمره کولی ها در این زمان همانند مورها بود که دسته جمعی از اسپانیا رانده شده بودند . آنها در اجتماعات بومی و در کنار طبقه فقرا روزگار سپری می کردند .

استعداد آنان در آواز خوانی و رقص زبانزد همگان بود و می توان اینگونه توصیف کرد که آنها نه تنها عناصر موسیقیایی را از هند به ارث برده بودند به همراه داشتند بلکه روشهای خاص تولید صدا در آواز خوانی که از مشخصه های آن وجود خش در صدای خواننده می باشد توسط آنها به فلامنکو انتقال داده شده است .

برای مدت 300 سال کولی ها موضوع اصلی شماری از قوانین و سیاست های طرح شده برای حذف آنها از اسپانیا به عنوان یک گروه بی هویت بودند . محل سکونت کولی ها تجزیه شد و ساکنان آن متفرق شدند . گاهی اوقات حتی کولی ها مجبور بودند به ازدواج با غیر کولی ها تن دهند ، آنها مجبوراً به انکار زبان و آداب و رسوم خود می شدند ، همانطور که از مشاعل اداری و عضویت در اصناف مختلف اخراج می شدند .

تا هنگامی که این دوران به پایان رسید ، کولی ها به طبقه پایین و قشر فقیر جامعه رانده شدند و تا اواخر دهه 80 نتوانستند از این موقعیت خود رهایی یابند . کولی ها همچون بازرگانان و بازیگران خانه به دوش زندگی می کردند . ساکنان بومی اندلس در عین حال که کولی ها را افرادی خطرناک می دانستند و آنها را به تنبلی ، دزدی و آدم ربایی متهم می کردند . ولي بازهم آنها را افرادی جذاب می دیدند که چیزهای تازه ای با خود از دنیای خارج به همراه داشتند ، آنها معتقد بودند که کولی ها دارای قدرت کف بینی جادویی می باشند و بسیار آزاد و بی قید و بند زندگی می کنند .

در زمان Francisco Franco کولی ها از وضع خود به ستوه آمده بودند و کاملاً نادیده گرفته شده بودند ، هرچند فرزندان آنها گاهی اوقات به طور اجباری تعلیم داده می شدند. با این حال در دوره ای که Franco مقامی دولتی پیدا کرد سیاست دولت اسپانیا بیش از پیش به سوی همدردی با کولی ها پیش رفت خصوصاً در زمینه رفاه اجتماعی و خدمات اجتماعی این روند تا سال 1983 ادامه یافت .

 

 

به عنوان مثال دولت برنامه ای خاص را در زمینه جبران سطح آموزش به منظور ارتقاء حقوق آموزشی قشر آسیب پذیر که جامعه ی کولی ها را نیز شامل می شد به مرحله اجرا در آورد .

در طول دهه 80 جامعه کولی ها توسط اعتیاد به هروئین رو به نابودی می رفت و بسیاری از محله های فقیر نشین کولی ها در اطراف شهرهای بزرگ به مکانهایی تبدیل شده بود که رسانه ها آن ها را سوپر مارکت مواد مخدر نامگذاری کرده بودند . مناطقی که معتادان به هروئین ( کولی ها و غیر کولی ها ) برای خرید مواد به آنجا می رفتند و پلیس تلاش می کرد اقدامات کنترل را به مرحله اجرا در آورده و هرزگاهی نیز توزیع کنندگان مواد مخدر را دستگیر می کرد .

در این زمان حدود 25 درصد از زنان زندانی اسپانیا گیتانو بودند و بسیاري از آنها مستقیم یا غیر مستقیم با شبکه های قاچاق مواد مخدر در ارتباط بودند . بسیاری از کولی ها در این زمان آرامش خود را در تعالیم مسیحیت و انجیل یافتند تا جایی که کلیسا هاي فلامنکو و اعياد مذهبي آنان را در آئین عبادی خود جای دادند .

»» مذهب

گیتانوها اغلب کاتولیک می باشند و در چهار شعائر کلیسا شرکت می کنند ( غسل تعمید ، ازدواج ، مراسم تائید و تدهین افراط آمیز ) اما آنها اهل رفتن به کلیسا به طور مستمر نمی باشند .

آنان به ندرت به مراسم دعا برای شفای بیماران می روند اما در سیستم حمایت از موقعیت پزشکی اسپانیا حضور کامل دارند آنها با اموات تازه فوت کرده رابطه خاصی دارند و مرتب به زیارت قبور آنها می روند و مبلغ زیادی را بیش از غیر گیتانوهایی که با آنها در یک طبقه اقتصادی قرار دارند ، صرف تزئین آرامگاه و قبور آنها می کنند .

اما اخیراً جوامع حاشیه ای خاصی از کولی ها توسط مبلغان پروتستان مورد هدف قرار گرفته اند و امروزه درصد قابل توجهی از گیتانوها عقاید خود را عوض کرده و از کاتولیک به پروتستان روی آورده اند .

»» ازدواج  

سنت های اسپانیایی کولی ها در این خانواده گسترده از ارزش بالایی برخوردار است ، دوشیزگی در دختران مجرد ضروری است . دختران و پسران کولی اغلب در جوانی ازدواج می کنند ، هرچند همیشه اینطور نمی باشد و امروزه جوانانی وجود دارند که مایلند در درجه اول شغل و درس خود را ادامه داده و بعد ازدواج کنند .

 

 

 ادامه دارد .................

منبع :فلامنکو نیوز



+ نوشته شده در  شنبه ششم بهمن 1386ساعت 1:3  توسط مهدي_T  | 

آلبوم جدید از گروه Chambao

آلبوم جدید از گروه Chambao

 

 

گروه چامباو  ، به تازگی  آلبوم  جدید خود را به  دوست دارانش تقدیم کرده است  .  این آلبوم که con otro aire نام دارد شامل دوازده آهنگ جدید از این گروه می باشد که آهنگ سازی 9 قطعه آن را لا ماری ( La mari ) خواننده این گروه بر عهده داشته است

لا ماری خواننده خوش صدای این گروه ، برای اولین بار است که در تمامی مراحل پیش از تولید ، آهنگسازی و ظبط تا تولید آلبومی حضور داشته است و این کار به عنوان اولین تجربه انفرادی او بسیار حائز اهمیت است

 

سوپر استار های فلامنکو در آلبوم جدید chambao

 

گروه چامباو که از سال 2001 فعالیت خود را در مالاگا آغاز نموده است ، در هر آلبوم ، از وجود نوازندگان و خوانندگان شهیر اسپانیا استفاده می نماید . این گروه در آلبوم اول خود از حضور رامون خیمنز و در آلبوم دوم از حضور چیکوئلو در آثار و آهنگ سازی های خود استفاده نمود

و اما در سال 2007 و در آلبوم جدید این گروه دو سوپر استار فلامنکو( پدر و دختر ) ،  یعنی انریکو مورنته ( Enrique morente ) و استرل لا مورنته ( Esterella morente ) به همراهی و هم خوانی با خواننده این گروه یعنی لا ماری پرداخته اند

انریکو مورنته در آهنگ ( Respira ) و استرل لا مورنته در آهنگ ( lo bueno lo malo ) با همراهی و همخوانی ، خواننده این گروه را همراهی می کنند


»» دانلود تک آهنگ این گروه به همراه گروه کتاما

این گروه آهنگی را نیز با گروه معروف کتاما اجرا کرده اند که در آلبوم جدید آنها موجود نمی باشد . می توانید این آهنگ را با نام yo soy quien را از اینجا دانلود کنید

 

روبن کانیاس منتقد آثار فلامنکو در رابطه با لا ماری می گوید :

صدای جادویی این نابغه ذهن هر مخاطبی را به خود مشغول می کند ، صدایی نافذ و گیرا که حتا تک تک سلول های بدن شما را وادار به واکنش می کند

 

لا ماری در رابطه با آلبوم جدید می گوید :

من عاشق تلفیق در موسیقی فلامنکو هستم و دوست دارم صدای سازهای دیگر را در این موسیقی تجربه کنم . این آلبوم دیدگاه شخصی من از سفر به قاره های مختلف جهان و تاثیرات آنها بر ذهنم می باشد . او در جمله ای کوتاه آلبوم جدید را تاثیرات و بینش های مختلف از سفرهایش به خصوص سفر به آفریقا توصیف کرد

آهنگ های این آلبوم شادابی و طراوت خاصی به مخاطب می بخشد . لا ماری می گوید : درون مایه اشعار و آهنگسازی ها ، همان چیزهایی هستند که من را نگران می کنند یا می خنداند . احساسات ، اعتقادات و علایق من در این آلبوم نقشی اساسی ایفا می کند و آنها را به تمام دنیا پیشکش می کنم

 



+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 0:34  توسط مهدي_T  | 

مانوئل باروئکوManuel Barrueco

مانوئل باروئکوManuel Barrueco

اینبار به سراغ نوازنده ای از نسل بیاد ماندی گیتار کلاسیک میرویم نوازنده ای که همپای گیتاریستهای اسطوره ای چون جان ویلیامز - په په رومرو و جولیان بریم در اشاعه و گسترش گیتار کلاسیک نقش بسیار موثری را داشته است.شخصی که یکی از فعالیتهای وی اوردن گیتار کلاسیک بعنوان یک ساز با قابلیت های بسیار بالا در مهمترین مراکز موسیقی جهان بوده است.

اجرا در سرتاسر امریکا همراه با ارکسترهای معتبری چون :Seattle Symphony - New World Symphony - Los Angeles Philharmonic -Philadelphia Orchestra -
Boston Symphony - Baltimore Symphony

و همچنین تورهای بسیاری به کشورهای اروپایی و آسیایی و برگزاری کنسرت و کلاسهایی آموزشی برای علاقمندان به گیتار کلاسیک.

باروئکو در سال 1952 در کشور کوبا و در شهر سانیاگو بدنیا امد .

وی نوازندگی گیتار را از سن هشت سالگی شروع نمود و علاقه وی به موسیقی باعث شد تا به کنسرواتوار Esteban Salas شهر سانتیاگو برود . در سال 1976 همراه با خانواده خود به کشور آمریکا مهاجرت نمود و در Peabody Institute شهر بالتیمور مشغول به تحصیل شد جایی که وی توانست بورسیه تحصیلی دریافت نماید.

در سن 22 سالگی و در سال 1974 وی اولین نوازنده گیتار کلاسیکی بود که توانست جایزه Concert Artist Guild Awardرا بدست آورد چون تا قبل از آن موسیقی گیتار کلاسیک را جزو موسیقی کلاسیک نمی پذیرفتند .( از سگوویا بعنوان پدر گیتار کلاسیک باید تقدیر نمود که فعالیت شایانی در جهت اعتبار بخشیدن به ساز گیتار در جهان انجام داده بود )

هر چند در برهه ای از زمان باروئکو جوان دچار مشکلات روحی شد و همواره از Aaron Shearer بعنوان معلمی که موجب شد تا وی دوباره به دنیای موسیقی و گیتار برگردد یاد مینماید.

اجراهای اولیه ای که توسط وی منتشر شد با تقدیر همگان در زمینه موزیکالیته و تکنیک بسیار بالایش روبرو شد .
که در حاضر حاضر بیشترین ضبط های خود را با شرکت مشهور EMI انجام میدهد که خود نشاندهنده اعتبار بالای وی در نوازندگی گیتار میباشد .
یکی از آثار وی که بسیار مورد تقدیر منتقدین و مجلات موسیقی قرار گرفت اجرای کنسرتو آرانخوئز همراه با رهبر/ خواننده برجسته معاصر Placido Domingo بود.

از اثار دیگر وی میتوان به همکاری فراموش نشدنی وی با نوازندگان بزرگی چون Al Di Meola و Steve Morse (Deep Purple) وAndy Summers (The Police) یاد کرد که ثمره آن آلبوم Nylon & Steel بود.

علاقه وی برای گسترش رپرتوار گیتار کلاسیک باعث شد تا با آهنگسازان مختلفی همکاری نماید و آنان را ترغیب به ساخت قطعاتی برای گیتار بنماید.
ثمره این فعالیتهای وی در عرضه موسیقی باعث شد تا اهنگسازانی معاصر بسیاری برای وی قطعه بسازند آهنگسازانی چون :Toru Takemitsu, Steven Stucky, و Michael Daugherty

اجراهای وی در بسیاری از رادیو و تلویزیونهای جهان پخش شده است . در سال 2006 اثری تصویری با عنوان A Gift and a Life منتشر شد که به زندگی شخصی وی و دوستانش و فعالیتهایش اشاره میشود .

وی همچنین تنظیمات بسیار خوبی از اثار مختلف از خود انجام داده است که میتوان به تنظیم آثار گرانادوس و آلبنیز اشاره کرد.

http://www.barrueco.com/



+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم آذر 1386ساعت 22:21  توسط مهدي_T  | 

معرفی محلولهای Mavala برای رفع مشکلات ناخنها

معرفی محلولهای Mavala برای رفع مشکلات ناخنها

«داشتن ناخن های مناسب یکی از آرزوهای هر نوازنده گیتار میباشد . از انجا که در مطلب آموزشی بعد به سراع فرمهای مختلف ناخن و نحوه سوهان زدن میرویم به بررسی یکی از مشکلات شایع میان نوازندگان میپردازیم . مشکلاتی از قبلی شکستن شدن سریع ناختن و یا پوسته پوسته شدن و معرفی محصولی برای رفع این قبیل مشکلات.

روش های سنتی از قبیل استفاده از آب لیمو و غیره نیز موثر میباشد و استفاده از مکمل های کلیسم دار و مصرف لبنیات اما شاید این موارد مشکلات شما را حل ننماید.

محصولات شرکت ماوالا Mavala با داشتن محصولات مفید برای ناخن ها یکی از بهترین گزینه های موجود میباشد.

به سراغ برخی از این محصولات این شرکت که برای نوازندگان گیتار مناسب میباشد میرویم

1=محلول استحکام بخش نوک ناخن های شکننده
این محصول نوک ناخن ها را محکم مینماید و از شکستن آنها جلوگیری میکند و مانع از لایه لایه شدن نوک ناخن ها شده و باعث میشود ناخن ها بصورت طبیعی رشد نماید.

2=محلول محرک رشد ناخن ها
حاوب روغن های جوانه گندم - بادام شیرین و زیتون
با نفود به ریشه ناخن باعث تغذیه و تسریع رشد آن میگردد

3=محلول تقویت کننده ناخن های نرم و شکننده
یک پوشش دو لایه که باعث تقویت و افزایش استحکام ناخن ها میشود.

و سایر محصولات دیگر که با مراجعه به داروخانه ها و گرفتن دفترچه ( رایگان ) آن میتوانید محلول مورد نظر خود را انتخاب نمایید.
قابل ذکر است قیمت این محلول ها هر کدام بین 7 الی 9 هزارتومان میباشد.

http://www.mavala.com

اختصاصي guitar4all
حامد فتحی
www.hamedfathi.com
info@guitar4all.com


 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 16:29  توسط مهدي_T  | 

نگاهی به آلبوم‌ها و فعالیت‌های مارک نوفلر، گرداننده گروه پرآوازه دایر استریتز

نگاهی به آلبوم‌ها و فعالیت‌های مارک نوفلر، گرداننده گروه پرآوازه دایر استریتز

مارک نوفلر، خواننده و گرداننده گروه اسطوره‌ای دایر استریتز مدتهاست که به شکل سولو فعالیت دارد و به تازگی هم آلبومی جدید منتشر کرده است. آرش سبحانی از گروه محبوب کیوسک از ویژگی‌ها‌ی نوفلر سخن می‌گوید.

دویچه وله: آرش جان ممنون که دعوت ما را قبول کردی و میهمان “عصر شنبه” هستی. گروه Dire Straits یکی از موفق ترین گروه‌های پاپ و راک دهه هشتاد میلادی بود و خیلی وقت است که فعالیت ندارد، اما خواننده و گرداننده‌اش مارک نوفلر الان چندین سال است که به شکل سولو فعالیت دارد. تا جایی که می‌دانم مارک نوفلر یکی از خواننده‌ها و گیتاریست‌هایی است که روی خودت خیلی تاثیر گذاشته و به عبارتی، تو ارادت خاصی به او داری. یادت هست اولین آهنگی که از مارک نوفلر یا با صدای مارک نوفلر شنیدی چه بود؟

آرش سبحانی: اولین آهنگی که من ازش شنیدم توی MTV، Money For Nothing بود که اتفاقا به خاطر ویدئویی که داشت خیلی خوشم نیامد، چون خیلی زرق و برق داشت. ولی یادم هست یک رادیو استیشنی بود که چیزهای قدیمی پخش می‌کرد، آهنگ Sultans of Swing را پخش کرد و گفت این Dire Straits است. من آن آهنگ را که شنیدم گفتم که خب پس حتما این توی آلبوم جدیدشان هست، چون همه شبکه‌های رادیویی آن را پخش می‌کردند. خلاصه آن آلبوم را خریدم و گوش کردم، دیدم عجب چیزی است. ولی آن آهنگ در این آلبوم نیست. گفتم خب پس حتما آلبوم قبلی‌اش هست. خلاصه، یکی یکی گوش کردم و رفتم تا آلبوم اولش که Sultans of Swing بود. فکر می‌کنم اولین آهنگی بود توی زندگی‌ام که بابت نوازندگی و سبکی که می‌زند، تکانم داد.

این قضیه که تو تعریف کردی به چندسال پیش برمی‌گردد؟
حول و حوش ۱۹۸۵ میلادی بود.

به نظر تو ویژگی و جذابیت کارهای مارک نوفلر در چی است… یا جور دیگری بپرسم، اصلا می‌شود از مارک نوفلر به عنوان یک ستاره ی منحصر به فرد یاد کرد؟
صددرصد. به نظرم مارک نوفلر خیلی خیلی حق دارد به گردن موسیقی. همان سال ۷۸ که تو داری می‌گویی، سال ۱۹۷۸ سالی بود که اگر اشتباه نکنم و تا جایی که من می‌دانم، موسیقی Punk بر فضای موسیقی اروپا حکمرانی می‌کرد… یعنی آن دوره ی طلایی هفتاد تمام شده بود و خیلی از گروه‌های راک استخواندار رفته بودند کنار و جا باز شده بود برای Punk كه کاملا فضا را تسخیر کرده بود. بعد Dire Straits آمد و صدایی عرضه کرد که راک دهه هفتاد نبود، Punk هم نبود، در واقع ادامه دقیق و کامل و تکامل‌یافته راک‌های دهه هفتاد بود، ولی با صدا و سبک بسیار پیشرویی و با نوازندگی ای که تو توی کارهای پانک اصلا نمی‌دیدی. یعنی مارک نوفلر به عنوان یک نوازنده داشت یک کارهایی می‌کرد که تو توی گروه‌های اوایل دهه هفتاد می‌دیدی، ولی توی کارهای پانک نمی‌دیدی. و این سال ۷۸ بود، موقعی که سبک‌های Punk و Disco و … داشتند حرف آخر را می‌زدند. این یک ویژگی خیلی منحصر به فردی بود. مارک نوفلر به نظر من نبوغش از آنجا شروع شد، ولی هیچوقت یکجا نایستاد. یعنی در همان آلبوم اولش که جزو آلبوم‌های موفق است تا همین آلبوم آخرش که گوش می‌کنیم، هیچ‌وقت یک‌جا نایستاده و همیشه در حال حرکت بوده. صدای گیتارش هم با گذشته فرق می‌کند، مثلا با بیست سال پیش. بعضی وقت‌ها اصلا ناراحت‌کننده هم هست. من همیشه دوست دارم که کاشکی مارک نوفلر یک آهنگ دیگری مثل Sultans of Swing Dire Strait می‌ساخت یا می‌زد. ولی همیشه دارد یک کار دیگری می‌کند. البته باید خیلی به کارهایش گوش کنی تا این تفاوت را خوب حس کنی و بفهمی، شاید هم کارهایش برای بعضی‌ها تکراری به نظر برسد، اما برای من این‌طور نیست.

‌به این مسئله اشاره کردی که کارهایش را می‌شود تقسیم‌بندی کرد به دوره های مختلف. این دوره ها را در چی می‌بینی، یعنی از لحاظ زمانی چه جوری تقسیم‌بندی می‌کنی؟
‌بیش از همه به لحاظ نوازندگی گیتارش، چون در هرصورت مارک نوفلر جدا از اینکه آهنگساز بسیار خبره‌ای است، به نظر من هم شاعر توانایی است و هم از لحاظ حضور در صحنه بسیار تاثیرگذاری بوده. البته در سطح خودش. مثل مادونا نیست که بیاید برقصد و… به نظر من کارهای مارک نوفلر را به سه دوره می‌شود تقسیم‌بندی کرد: یک دوره اش از خود آلبوم اول Dire Straits است، یعنی Sultans of Swings تا آلبوم Alchemy که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد. نوفلر در کارهای این دوره بیشتر از گیتار Fender استفاده می‌کرد و صدای خیلی شفافی از گیتارش درمی‌آورد، ملودی‌هایی که می‌زد ملود‌ی‌های خاص خود نوفلر بودند و گیتار زدنش با پنجه هم خاص خود او بود… کارهای آن دوره شاید بیشتر بشود گفت که حس راک داشت. به نظر من از آلبوم Brothers In Arms (۱۹۸۵) به بعد در خیلی از آهنگ‌هایش شروع کرد به استفاده کردن از گیتار گیبسون که صدای به اصطلاح چاق و چله‌تری دارد. مثلا خود آهنگ Brothers In Arms را با گیبسون زده و آن صدای که از آن گیتار درآورده، اصلا زمین تا آسمان فرق دارد با آهنگی مثل Money for Nothing. حتی اولین آلبوم سولوی مارک نوفلر، Golden Heart (۱۹۹۶) هم شاید در این دسته دوم بگنجد. بعد از آن شروع کرد به بازی کردن. توی آلبوم Shangri-la و یا این آلبوم آخرش که تازه منتشر شده، کاملا دارد یک چیز دیگری می‌زند. مارک نوفلر همیشه گفته که یکی از الگوهایش در نوازندگی هنک ماروین بوده. الان گیتار زدنش خیلی صدای “هنک ماروینی” می‌دهد، بیشتر صدای دهه پنجاه میلادی را دارد. در عکس‌هایی هم که در کتابچه آلبوم آخرش هست، می‌بینی که دارد از گیتارهای عجیب و غریبی استفاده می‌کند که نه فندر است نه گیبسون. گیتارهایی که مال دوره‌های قدیم بوده‌اند.

تو خودت در چه عرصه‌هایی بیش از همه از مارک نوفلر تاثیر گرفتی؟ شیوه گیتار زدن یا اینکه واقعا پردازهایش و شیوه ارائه ترانه‌ها و جفت کردن آهنگ و کلام؟
‌چیزی که روی من تاثیر گذاشت، بیش از هر چیز نوازندگی‌اش بود. بعد از آن سبک خواندنش بود که … به هرصورت من صدایم یک‌جوری بود که دامنه‌اش خیلی محدود بود و برای همین باعث شد بتوانم… یعنی نه اینکه بتوانم، در واقع نتوانم مثل کس دیگری بخوانم، جز مارک نوفلر که بیشتر دارد داستانی روایت می‌کند، دکلمه می‌کند … و به طبع چون خیلی به کارهایش گوش می‌کردم، تحت تاثیرش بودم. سعی می‌کردم سبک و الگوی آهنگسازیش را درک کنم، پی ببرم که چه آکوردهایی استفاده می‌کند و .. فکر می‌کنم مجموعه این‌ها روی من تاثیر گذاشت، ولی بیش از همه گیتارزدنش بوده.

‌تا چه اندازه برای تو سخت بوده که از مارک نوفلر فاصله بگیری؟ به‌هرحال تاثیر مارک نوفلر در آلبوم اول کیوسک (آدم معمولی) محسوس است، ولی در آلبوم دوم (عشق سرعت) چندان شنیده نمی‌شود!
‌توی آلبوم اول کیوسک واقعا برنامه‌ریزی نکرده بودیم که دنبال این باشیم که مثلا چه می‌دانم، یک آلبومی بدهیم بیرون که این‌طور باشد و یا آن‌طور نباشد. آلبوم اول کاملا اتفاق بود، ولی بعد از آن وقتی واکنش مردم را دیدم و احساس کردم که خب الان موقعیت‌اش وجود دارد و من باید بتوانم دنبال صدای خودم بگردم، برایم خیلی سخت بود که ازش دور شوم. ولی انگار یک احساس درونی به تو می‌گفت که باید از این قضیه دور شوی. من سال‌های سال مثل مارک نوفلر با پنجه گیتار می‌زدم، یعنی بدون استفاده از مضراب. ولی بعد از آن آلبوم کاملا شروع کردم با مضراب گیتارزدن و الان دیگر نمی‌توانم، یعنی برایم سخت است و کمتر با پنجه گیتار می‌زنم. و… سعی کردم از آن سبک دور شوم و بتوانم سبک‌های دیگری را تجربه کنم. ولی خب آن به عنوان یک درس که رفتم یاد گرفتم، مثل کلاسی که رفتی و امتحانش را هم دادی، حالا نمره ات شده ده یا دوازده مهم نیست، بالاخره آن کلاس را رفتی و آن پشت ذهنت هست. حالا دارم سعی می‌کنم که درس‌های دیگر را هم یاد بگیرم.

‌گذشته از مسئله گیتار زدن، خود مارک نوفلر به خصوص در کارهای سولوش و آلبوم‌های اخیرش قطعاتی کاملا مینی‌مالیستی ساخته. یعنی دوتا آکورد می‌گیرد، فضا می‌سازد و فقط می‌خواهد داستانش را به شنونده منتقل کند. این ایده یا این سبک کار تا چه اندازه با تفکر و سلیقه تو همخوانی دارد؟
‌در یکسری از کارهایش که کاملا مشخص دارد این کار را می‌کند و کاملا واضح است، یعنی شنونده‌ این اتفاق را حس می‌کند و این قطعات به نظر من جزو بهترین کارهایش هست. کاملا همین‌طور است که تو می‌گویی، می‌خواسته داستانی را بگوید وآن آهنگ فقط یک بستری بود برای آن دکلمه‌هایی که می‌خواهد بکند. به نظرم کار بسیار سختی هست. من کاملا با این فضا ارتباط برقرار می‌کنم.

‌توی کدام کار کیوسک چنین فضایی را آدم می‌تواند ببیند؟
فکر می‌کنم در قطعه “عمواسدالله” و یا توی خود آهنگ “روزمرگی” فضای این‌ها نزدیک به فضای مینی‌مالیستی مارک نوفلر است. از نظر من آهنگ “روزمرگی” شاید نزدیک‌ترین آهنگ باشد به سبک کار Dire Straits.

مارک نوفلر هم مثل “کریس ریا” تیپی است که فقط به جنبه مادی قضیه و موفقیت تجاری آلبوم فکر نمی‌کند و تا آنجایی که من مصاحبه های مختلفی از او خوانده‌ام، این مسئله مهم است که اثری که بیرون می‌دهد واقعا از لحاظ معنوی و روحی هم او را ارضا کند. آیا به نظر تو در این بازار پررقابت موسیقی فقط این هنرمندان کارکشته هستند که می‌توانند چنین موضعی بگیرند و بگویند که برای من فرقی نمی‌کند، یا اینکه به نظرت چهره‌های جوان آنها هم می‌توانند چنین کاری بکنند؟

اگر در کاری صداقت باشد، قطعا موفقیت مالی و موفقیت هم نصیبش خواهد شد، دیر یا زود، شاید آن روزهای اول این اتفاق نیفتد. کما اینکه به نظر من خود Dire Straits از روز اول اینجور بوده. یعنی چندان به فکر موفقیت مالی نبوده و برای دل خودش این کار را کرده و چون برای دل خودش کرده، آنقدر صداقت در کارش بوده که توانسته است بیاید حرف مخالف جریان را بزند و مردم به او دقت کنند. و آلبوم آخرش هم همینطور است. مثلا آلبوم آخرش هم کاملا دارد خاطرات بچگی اش را مرور می‌کند، کاملا به آن فضا برمی‌گردد، کاملا دهه پنجاه و یا شصت میلادی است. صدا آن صداست و داستانها داستانهای مال آن موقع است. کاملا دارد دفترچه ی خاطرات خودش را ورق می‌زند و لذت می‌برد. و چون یک عده‌ی زیادی هستند که با آن فضا ارتباط برقرار می‌کنند، از لحاظ مالی هم فروش خواهد کرد قطعا. شاید مثلا خیلی ها بگویند، نه اگر یک آهنگی مثل Money for Nothing بسازی بیشتر فروش می‌کند. ولی برای او مهم نیست دیگر، چون او دنبال این نبوده است.

الان مارک نوفلر به شکل سولو فعالیت دارد و برای فیلم‌ها هم گاهی آهنگ می‌سازد. ولی جای Dire Straits را خالی نمی‌بینی؟

Dire Straits از روزی که تشکیل شد تا روزی که تمام شد، غیر از بیسیست‌اش همه اعضایش عوض شدند. نوفلر نوازنده های خیلی بزرگی را توی گروه اش آورد و معرفی کرد. غیر از بیسیست اش که با آن بود، همه اعضای گروه اش عوض شدند. برای همین من هیچوقت Dire Straits را مثل یک جریانی ندیدم که حالا چون با همدیگر نیستند صدای مارک نوفلر عوض شده. من فکر می‌کنم که مارک نوفلر با Dire Straits یک دوره ای را طی کرده بود و می‌خواست آن آزادی را داشته باشد که هرکاری دوست دارد بکند و آهنگهایی بسازد که برای خودش جالب باشد؛ دیگر زیر فشار این نباشد که رکورد کمپانی از او توقع داشته باشد که هی Money for Nothing بساز، هی Sultans of Swing بساز.

خودش هم همین را می‌گوید که یک دوره ای بود، دوره ی خیلی خوبی بود، تمام شد. گفتم حالا باید راهم یک جهت دیگری بگیرد. به همین راحتی!

دقیقا. تو مثلا فرض کن با همه احترامی که آدم برای گروه‌هایی مثل U2 قائل هست، ولی نمی‌بینی آنها چنین جراتی داشته باشند. چون آنها به عنوان یک مجموعه صدایی می‌دهند، ولی Dire Straits فقط مارک نوفلر بود در واقع که آن صدا را می‌داد. حتا من توی مصاحبه اش خوانده بودم که به درامر هم می‌گفت که چی بزنند. آهنگ می‌ساخته، شعرش را می‌ساخته، همه کارهایش را می‌کرده و می‌گفت این را بزنید. هرکسی هم که نمی‌خواسته… برادر خودش از گروه می‌اندازد بیرون. یعنی رودربایستی با کسی نداشته.

به نظر تو میزان آشنایی جوان‌ها در ایران با گروه Dire Straits و یا مارک نوفلر چه اندازه است؟

بعد از Money for Nothing گروه Dire Straits یک جنبه ی تبلیغاتی پیدا کرده بود و با توجه به موفقیت گروه در همه جا ازجمله ایران شناخته‌شده بود. متاسفانه بعد از پایان فعالیت گروه، تبلیغات چندانی انجام نگرفت. بعد از آن دیگر کمتر کسی کارهای مارک نوفلر را دنبال کرد. نه اینکه نکرد، ولی مثلا نسبت به Dire Straits خیلی کمتر شد. ضمن آنکه آن نسلی که Dire Straits گوش می‌کرد و حال می‌کرد، نسلی که الان بالای ۳۴ و ۳۵سالشان است، آنها بالاخره از صحنه اصلی مخاطبین موزیک یواش یواش دارند می‌روند کنار، و آدمهای دیگر دارند می‌آیند. برای همین هم فکر می‌کنم که مارک نوفلر را به عنوان مارک نوفلر توی ایران و بقیه جاهای دنیا کمتر می‌شناسند تا خود گروه Dire Straits
منبع:
صدای آلمان

http://www.dw-world.de



+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 13:27  توسط مهدي_T  | 

مطالب قدیمی‌تر